کد خبر:41188
پ
۱۴۰۴۱۲۰۲۱۴۰۶۲۸۴۴۳۳۵۷۲۷۳۸۱۰_۴۹۶۹۷۶

غفلت فرهنگی در حاشیه شهرها؛ زنگ خطری برای سرمایه اجتماعی کشور

نبود زیرساخت‌های فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای می‌تواند به شکاف فرهنگی میان مرکز و پیرامون دامن بزند. کمبود فعالیت‌های هنری و فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای شهرها به یکی از چالش‌های خاموش اما اثرگذار در ساختار اجتماعی کشور تبدیل شده است. مناطقی که ساکنان آن کمتر به تئاتر، موسیقی، کتابخانه‌ها و سایر برنامه‌های فرهنگی دسترسی دارند و […]

نبود زیرساخت‌های فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای می‌تواند به شکاف فرهنگی میان مرکز و پیرامون دامن بزند.

کمبود فعالیت‌های هنری و فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای شهرها به یکی از چالش‌های خاموش اما اثرگذار در ساختار اجتماعی کشور تبدیل شده است. مناطقی که ساکنان آن کمتر به تئاتر، موسیقی، کتابخانه‌ها و سایر برنامه‌های فرهنگی دسترسی دارند و همین محرومیت تدریجی، پیامدهایی چون کاهش تعاملات اجتماعی، افت فرصت‌های آموزشی و تضعیف سرمایه اجتماعی را به همراه داشته است.

توسعه متوازن فرهنگی یکی از ارکان اصلی عدالت اجتماعی به شمار می‌رود، اما واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که بسیاری از مناطق حاشیه‌ای در شهرهای بزرگ و حتی مراکز استان‌ها، از حداقل زیرساخت‌های فرهنگی و هنری بی‌بهره‌اند. در حالی که در بخش‌های مرکزی شهرها سالن‌های تئاتر، فرهنگسراها، آموزشگاه‌های موسیقی، کتابخانه‌های عمومی و نگارخانه‌ها فعال‌اند، در حاشیه‌ها اغلب چنین امکاناتی یا وجود ندارد یا بسیار محدود و پراکنده است.

این کمبود تنها به معنای فقدان یک برنامه هنری نیست، بلکه به معنای کاهش فرصت‌های رشد فردی و جمعی برای نسل نوجوان و جوان این مناطق است. هنر، به‌ویژه هنرهای نمایشی و موسیقی، نقش مهمی در تقویت مهارت‌های ارتباطی، افزایش اعتماد به نفس، آموزش کار گروهی و ارتقای خلاقیت ایفا می‌کند. وقتی نوجوانان یک منطقه از حضور در کارگاه‌های تئاتر یا کلاس‌های موسیقی محروم می‌شوند، در واقع بخشی از مسیر تربیت اجتماعی و فرهنگی آنان مسدود می‌شود.

کارشناسان حوزه فرهنگ معتقدند، نبود زیرساخت‌های فرهنگی در مناطق حاشیه‌ای می‌تواند به شکاف فرهنگی میان مرکز و پیرامون دامن بزند. این شکاف نه‌تنها به تفاوت در سطح دسترسی به امکانات منجر می‌شود، بلکه در بلندمدت احساس نابرابری و طردشدگی را در میان ساکنان این مناطق تقویت می‌کند. چنین احساسی زمینه‌ساز کاهش مشارکت اجتماعی و حتی بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی خواهد بود.

از سوی دیگر، بسیاری از خانواده‌های ساکن در حاشیه شهرها به دلیل مشکلات اقتصادی، توانایی استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی موجود در سایر نقاط شهر را ندارند. هزینه رفت‌وآمد، شهریه کلاس‌ها و قیمت بلیت برنامه‌های هنری برای این خانواده‌ها سنگین است. در نتیجه حتی اگر در فاصله‌ای نه‌چندان دور، برنامه‌ای فرهنگی برگزار شود، عملاً امکان بهره‌مندی از آن فراهم نیست. به این ترتیب، فاصله جغرافیایی با فاصله اقتصادی و اجتماعی ترکیب شده و چرخه‌ای از محرومیت فرهنگی را شکل می‌دهد.

بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد در برخی از این مناطق، تنها فعالیت فرهنگی مستمر، محدود به برنامه‌های مناسبتی یا جشن‌های فصلی است که آن هم اغلب بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و پیوست آموزشی اجرا می‌شود. نبود برنامه‌های منظم و هدفمند باعث می‌شود تأثیر این فعالیت‌ها کوتاه‌مدت و مقطعی باقی بماند. در مقابل، آنچه می‌تواند تحولی پایدار ایجاد کند، استقرار پایگاه‌های فرهنگی دائمی با مشارکت نهادهای محلی و مردمی است.

در سال‌های اخیر برخی نهادها تلاش کرده‌اند با اعزام گروه‌های هنری سیار یا برگزاری جشنواره‌های محلی، بخشی از این خلأ را جبران کنند، اما کارشناسان تأکید دارند این اقدامات، هرچند ارزشمند، جایگزین ایجاد زیرساخت‌های ثابت فرهنگی نمی‌شود. احداث فرهنگسراهای کوچک‌مقیاس، راه‌اندازی کتابخانه‌های محلی، حمایت از گروه‌های تئاتر دانش‌آموزی و فراهم کردن فضاهای تمرین موسیقی می‌تواند گامی مؤثر در این مسیر باشد.

نکته مهم دیگر، ظرفیت بالای استعدادهای بومی در مناطق حاشیه‌ای است. تجربه‌های موفق نشان داده است که در صورت فراهم شدن امکانات حداقلی، نوجوانان و جوانان این مناطق توانسته‌اند در عرصه‌های هنری خوش بدرخشند و حتی در جشنواره‌های ملی افتخارآفرینی کنند. با این حال، نبود حمایت مستمر و ساختارمند باعث می‌شود بسیاری از این استعدادها در همان مراحل اولیه خاموش شوند.

بی‌توجهی به عدالت فرهنگی در نهایت هزینه‌های اجتماعی سنگینی به همراه خواهد داشت. هنر و فرهنگ می‌توانند نقش پیشگیرانه در برابر آسیب‌های اجتماعی ایفا کنند. حضور نوجوانان در فعالیت‌های هنری، زمان فراغت آنان را به شکل سازنده‌ای پر می‌کند و حس تعلق به جامعه را افزایش می‌دهد. در مقابل، خلأ برنامه‌های فرهنگی ممکن است زمینه گرایش به رفتارهای پرخطر یا انزواطلبانه را تقویت کند.

اکنون که سیاست‌گذاری‌های کلان فرهنگی کشور بر مردمی‌سازی و توزیع عادلانه امکانات تأکید دارد، ضروری است نگاه ویژه‌ای به مناطق حاشیه‌ای معطوف شود. تحقق عدالت فرهنگی تنها با شعار ممکن نیست و نیازمند تخصیص بودجه هدفمند، مشارکت شهرداری‌ها، همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بهره‌گیری از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد است.

اگر قرار است سرمایه اجتماعی کشور تقویت شود، باید از همین حاشیه‌ها آغاز کرد. جایی که بی‌توجهی فرهنگی می‌تواند به شکاف‌های عمیق اجتماعی بینجامد اما با برنامه‌ریزی صحیح به کانونی برای شکوفایی استعدادها و تحکیم همبستگی ملی تبدیل خواهد شد.

یادداشت از حجت عابدی اصل ، خبرنگار و فعال رسانه

منبع
تسنیم
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید