کد خبر:42215
پ
۲۰۰۶۶۵_۲۳۰_compressed_50576x432
تیم ملی پیرتر از همیشه راهی جام جهانی می شود

قلعه قدیمی قلعه ‌نویی

«سال به سال، دریغ از پارسال»؛ این ضرب المثل، وصف حال اسفناک تیم ملی فوتبال ایران است که در یک چرخه معیوب، هر سال پیرتر از سال قبل می ‌شود. طنز تلخ ماجرا هم آنجاست که سال هاست جوان گرایی به کلیدواژه‌ وعده و وعیدهای نویدبخش مربیانی بدل شده که سکان هدایت یوزهای ایرانی را […]

«سال به سال، دریغ از پارسال»؛ این ضرب المثل، وصف حال اسفناک تیم ملی فوتبال ایران است که در یک چرخه معیوب، هر سال پیرتر از سال قبل می ‌شود. طنز تلخ ماجرا هم آنجاست که سال هاست جوان گرایی به کلیدواژه‌ وعده و وعیدهای نویدبخش مربیانی بدل شده که سکان هدایت یوزهای ایرانی را به دست می گیرند؛ با این حال، تا به امروز، هیچیک‌ از آنها نتوانسته ‌اند(شما بخوانید نخواسته اند) به این وعده زیبا جامه عمل بپوشانند و جوان گرایی، صرفاً در حد حرف و شعاری توخالی باقی مانده است.

بهترین شاهد بر این مدعا هم فهرست نهایی بازیکنان مدعو برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ توسط امیر قلعه نویی است؛ فهرستی که طبق عادت مرسوم به جای تزریق خون تازه به رگ ‌های تیم ملی، بر مهره های سوخته و بازیکنان پا به سن گذاشته‌ تکیه کرده است و پربیراه نیست اگر مدعی شویم ثمره آن تیمی پیر و کم ‌انگیزه خواهد بود که شاید به لطف تغییر قوانین و با اتکا به صعود سه تیم از هر گروه دراین دوره، بتواند برای اولین بار طعم صعود از مرحله گروهی را بچشد اما آینده ‌ای تاریک و بدون پشتوانه را برای فوتبال ایران دربرخواهد داشت.

کافی است میانگین سنی بازیکنان در دو دوره پیشین جام جهانی با دوره پیش رو را با هم مقایسه کنید تا شما هم بر این ادعای ما مُهر تأیید بزنید: ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه با میانگین سنی ۲۶ سال و ۵ ماه، یکی از جوان ‌ترین تیم‌های خود را به میدان فرستاد اما در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، کارلوس کی روش با تکیه بر همان نسل، میانگین سنی تیم ملی را به ۲۸ سال و ۱۱ ماه افزایش داد و حالا، ژنرال از همتایان خود سبقت گرفته و با خط قرمز کشیدن روی نام بسیاری از بازیکنان جوان و اعتماد دوباره به مهره ‌های سوخته که اکثراً تجربه حضور در دو دوره قبل جام جهانی را در کارنامه دارند، رکورد زده(!) و میانگین سنی تیم ملی کشورمان را به ۲۹ سال و ۸ ماه رسانده است! این آمار فرسنگ ها از وعده جوانگرایی فاصله دارد و حاکی از یک عقبگرد آشکار در سیاستگذاری تیم ملی است.

در حالی که بسیاری از تیم های مطرح دنیا، سرمایه‌گذاری عظیمی روی بازیکن ‌سازی و کشف استعدادهای جوان انجام می ‌دهند، فوتبال ایران همچنان به نسل گذشته دل بسته است. بازیکنانی که دوران اوج خود را پشت سر گذاشته ‌اند و توانایی بدنی و ذهنی لازم برای رقابت در سطح اول فوتبال جهان را از دست داده ‌اند. این اتکا به بازیکنان قدیمی، نه تنها مانع از شکوفایی استعدادهای جدید می شود، بلکه به قیمت خلأ شدید بازیکن در تیم ملی در درازمدت تمام می شود.

شاید ژنرال بتواند در این دوره، با تکیه بر تجربه سربازان کهنه ‌کار تیم ملی، رؤیای دیرینه فوتبالدوستان ایرانی را تعبیر کند و طلسم صعود از مرحله گروهی جام جهانی را بشکند؛ به‌ویژه آنکه با قوانین جدید و افزایش سهمیه‌ ها، مسیر هموارتر از هر زمان دیگری شده است اما این موفقیت احتمالی، اگر قرار باشد بر شانه ‌های نسلی رو به پایان بنا شود، بدون شک پیروزی ‌ای مقطعی و زودگذر خواهد بود؛ چه اینکه با پایان جام جهانی، بسیاری از این مهره ‌ها از چرخه تیم ملی خارج خواهند شد و ایران با خلأ بزرگ نسلی مواجه خواهد شد که جایگزینی برای آن پیش ‌بینی نشده است.

بی توجهی و غفلت در بازیکن ‌سازی و تکیه بر بازیکنان مسن، هشداری جدی برای آینده فوتبال ایران است که هرچند مدتهاست آژیر خطر آن به صدا در آمده اما برای هیچ گوش شنوایی هیچ محلی از اعراب نداشته است! ما باید سال ها پیش تر از امسال، با ایجاد زیرساخت های اصولی، فرصت عرض اندام را برای استعدادهای جوان فراهم می‌کردیم. فوتبال ایران اکنون در آستانه بحرانی بزرگ قرار گرفته است؛ بحرانی که ریشه در نتیجه ‌گرایی مفرط و محافظه کاری سرمربیان ریسک ناپذیر تیم ملی دارد. اعتماد نکردن به جوانان و میدان دادن مداوم به بازیکنان آزمون ‌پس داده، طلایی ترین فرصت ‌ها برای تحول و نوسازی تیم ملی را بر باد داده است.

بخواهیم یا نخواهیم؛ قبول کنیم یا قبول نکنیم، دیر یا زود، ستون فقرات فعلی تیم ملی از چرخه خارج می ‌شود و پوست ‌اندازی به ضرورتی اجتناب ‌ناپذیر تبدیل خواهد شد. تیم ملی برای بقا، ناگزیر است با نسل پا به سن گذاشته وداع کند و به جوانان مستعد، مجالِ نفس کشیدن و خودنمایی در شاکله تیم ملی بدهد. اگر این چرخه تغییر نکند و همچنان اصرار بر آن باشد که در بر همان پاشنه قدیمی بچرخد ما محکوم خواهیم بود که هر سال، این مرثیه تکراری را از نو منتها با همان پایانِ تلخِ همیشگی بنویسیم: «سال به سال، دریغ از پارسال»!

 

مرضیه غفاریان

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید