کد خبر:43022
پ
مغانلو_compressed(2)
پشت پرده استقبال از بازگشت آقای گل سابق به لیگ برتر؛

باز هم همان تب همیشگی، باز هم همان بمب های تکراری

«خرید بزرگ قهرمان»، «بمب نقل‌ و انتقالات منفجر شد» و «بازگشت آقای گل»؛ اینها تیترهایی بود که پس از رسمی شدن انتقال شهریار مغانلو از اتحادکلباء به تراکتور، روی خروجی های خبرگزاری ها و رسانه های ورزشی کشورمان قرار گرفت. توصیف ‌هایی که هرکس اصل ماجرا را نداند و با فوتبال کمتر آشنا باشد خیال […]

«خرید بزرگ قهرمان»، «بمب نقل‌ و انتقالات منفجر شد» و «بازگشت آقای گل»؛ اینها تیترهایی بود که پس از رسمی شدن انتقال شهریار مغانلو از اتحادکلباء به تراکتور، روی خروجی های خبرگزاری ها و رسانه های ورزشی کشورمان قرار گرفت. توصیف ‌هایی که هرکس اصل ماجرا را نداند و با فوتبال کمتر آشنا باشد خیال می کند دستکم یکی از بزرگ ‌ترین ستاره ‌های حال حاضر فوتبال آسیا به جمع سرخپوشان تبریزی پیوسته است! اما نه این خبرها نیست، فقط طبق عادت مرسوم فوتبال باشگاهی ایران و رسانه ‌های کشور خبر بازگشت یک لژیونر دیپورت شده را چنان با آب و تاب فراوان در بوق و کرنا کرده اند که گویی بمبی ویرانگر در بازار نقل ‌و انتقالات لیگ برتر منفجر شده است.

البته که قرار نیست کیفیت فنی شهریار مغانلو را نادیده بگیریم. باید اذعان کرد مغانلو یکی از بهترین مهاجمان فوتبال ایران در سال ‌های اخیر بوده است؛ بازیکنی که همین چندی پیش با پیراهن تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ هم به میدان رفت و در مجموع ۸۸ دقیقه ای که فرصت بازی در این تورنمت بزرگ را پیدا کرد عملکرد قابل قبولی هم از خود به نمایش گذاشت. شهریار در نخستین دیدار یوزهای ایرانی و در مصاف با نیوزیلند از مهدی طارمی، مهاجم اول فوتبال کشورمان هم به مراتب تأثیرگذارتر ظاهر شد. مغانلو پیش از کوچ به امارات هم دو فصل متوالی یعنی در لیگ ‌های بیست ‌و دوم و بیست ‌و سوم موفق شد با پیراهن سپاهان در لیگ برتر شهریاری کند. توانایی شهریار در گشودن سنگر رقبا و دبل در کسب عنوان آقای گلی باعث شد تا چشم تیم های متمول کشورهای حاشیه خلیج فارس به او جلب شود و در نهایت این مهاجم با جدایی از جمع طلایی پوشان اصفهانی راهی امارات شد. اما دوران لژیونری شهریار مغانلو آنگونه که انتظار می ‌رفت پیش نرفت و ماشین گلزنی او در ادونک لیگ همچون لیگ برتر با قدرت عمل نکرد.

بهترین شاهد بر این مدعا آنکه مغانلو فصل گذشته در لیگ برتر شیخ نشین امارات ۲۵ بازی انجام داد و در ۱۹۱۹ دقیقه ای که فرصت داشت تا با پیراهن اتحاد کلبا در زمین خودنمایی کند، ۸ گل به ثمر رساند؛ یعنی یک گل به ازای هر ۲۴۰ دقیقه. او در این مدت ۲ پاس گل نیز در کارنامه خود ثبت کرد. اگرچه چنین آماری برای یک مهاجم آنقدرها هم ضعیف نیست اما برای بازیکنی که قرار است در بازگشت به لیگ برتر، خط حمله مدافع عنوان قهرمانی لیگ ۲۴ را رهبری کند، چندان هم خیره ‌کننده نیست.کافی است عملکرد فصل پیش شهریار را با کارنامه خودش در آخرین فصل حضورش در سپاهان مقایسه کنید تا شما هم بر این ادعا صحه بگذارید. مغانلو در لیگ بیست و سوم طی ۲۰۶۶ دقیقه بازی برای زردپوشان دیار زاینده رود، ۱۶ گل به ثمر رساند؛ یعنی به طور میانگین هر ۱۳۹ دقیقه یک بار توپ را به تور دروازه حریفان چسباند و در کنار آن ۳ پاس گل نیز داد.

علاوه بر این در فصل پیش بهترین مهاجم لیگ برتر یعنی امیرحسین حسین‌زاده، هم نمایش به مراتب بهتری از مغانلو در گشودن سنگر رقبا ارائه کرد. مهاجم ۲۵ ساله تی تی ها در ۲۲ مسابقه موفق شد ۱۱ گل بزند و ۴ پاس گل بدهد. از اینها مهمتر اینکه شهریار اکنون ۳۱ ساله است و طبیعتاً دیگر توانایی های سال ‌های ابتدایی دوران فوتبالی خود را نخواهد داشت.

اما با همه اینها بپذیریم یا نه، فوتبال کشورمان در بالاترین سطح باشگاهی طی فصول اخیر با فقر مهاجم گلزن دست ‌و پنجه نرم می‌کند و همین قحطی مهره هجومی زهردار باعث شده تیم های لیگ برتری و فضای رسانه ای کشورمان با تیترهایی پرطمطراق از بازگشت آقای گل سابق لیگ برتر به ایران استقبال کنند. بر همین اساس هم انتقال شهریار به تراکتور خریدی بزرگ برای باشگاه تبریزی محسوب می شود؛ چه اینکه فصل گذشته هم مانند فصول پیشین یکی از بزرگ ‌ترین معضلات بسیاری از تیم ‌های حاضر در لیگ برتر کشورمان، ضعف در تمام‌ کنندگی و کمبود مهاجمان تمام عیار بود. به ویژه مدعیان لیگ که بارها بابت از دست دادن موقعیت ‌های حساس، امتیازاتی حیاتی را از دست دادند و طبیعی است که در چنین شرایطی، مدیران و کادر فنی باشگاه تبریزی برای تقویت خط آتش تیم خود در کنار تمدید قرارداد با مهره های هجومی جوان خود، در صدد برآیند تا مهاجمی باتجربه که از قضا پیشتر امتحانش در لیگ برتر را به خوبی پس داده با کسب ۲ عنوان آقای گلی زومه قابل اعتنایی در این رقابت ها از خود به جا گذاشته است را در سبد خرید خود قرار دهند.

با این تفاسیر می توان مدعی شد جذب مغانلو تصمیمی قابل دفاع  برای تی تی ها است؛ اما در عین حال نباید این نکته را هم فراموش کرد که تاریخ ثابت کرده بازگشت مهاجمان گلزن ایرانی پس از یک دوره حضور در تیم های خارجی به لیگ برتر غالباً پایان خوشی که هواداران انتظارش را داشته اند به همراه نداشته است و آنها نتواسته اند مانند سابق عمل کنند. نزدیک ترین شاهد بر این مدعا هم بازگشت علی علیپور و کاوه رضایی دو مهره هجومی لیگ پس از تجربه حضور در فوتبال اروپا به ایران است. علیپور پس از چند فصل حضور در لیگ برتر پرتغال، دیگر آن مهاجم زهرداری نبود که پیشتر با پیراهن پرسپولیس مدافعان را به دردسر می‌انداخت و درلیگ هفدهم به عنوان آقای گلی رسید. کاوه رضایی هم پس از سال ‌ها بازی در بلژیک، در بازگشت به فوتبال ایران، نتوانست نسخه سابق خود در استقلال را در سپاهان تکرار کند. این دو مهره هجومی با کارنامه ای دندانگیر به لیگ برتر برگشتند اما هیچیک نتوانستند همان کیفیتی را که پیش از لژیونر شدن داشتند، دوباره از خود نشان دهند.

شاید مغانلو با همتایان هموطن خود فرق داشته باشد، شاید این مهاجم ۳۱ ساله در بازگشت به لیگ برتر بار دیگر در گلزنی شهریاری کند و حتی شاید با کسب عنوان آقای گلی برای سومین بار در این رقابت ها مُهر خاموشی بر دهان منتقدان خود بزند؛ اما فارغ از اینکه انتقال دوباره او به لیگ برتر موفق خواهد بود یا با شکست مواجه خواهد شد آنچه مهم است اینکه تا کی قرار است هر تابستان بازار نقل و انتقالاتی با خبر بازگشت ستاره ‌های سابق لیگ به این رقابت ها داغ شود، کی نوبت به ستاره چینی از لیگ برتر می رسد؟ مهمتر از همه، چه زمانی به جای فرش قرمز پهن کردن برای بازگشت لژیونرهای دیپورتی، دوباره پس از سال ها انتقال پرشمار پدیده های لیگ برتر به فوتبال سطح اول اروپا را در بوق و کرنا خواهیم کرد؟

«خرید بزرگ قهرمان»، «بمب نقل‌ و انتقالات منفجر شد» و «بازگشت آقای گل»؛ اینها تیترهایی بود که پس از رسمی شدن انتقال شهریار مغانلو از اتحادکلباء به تراکتور، روی خروجی های خبرگزاری ها و رسانه های ورزشی کشورمان قرار گرفت. توصیف ‌هایی که هرکس اصل ماجرا را نداند و با فوتبال کمتر آشنا باشد خیال می کند دستکم یکی از بزرگ ‌ترین ستاره ‌های حال حاضر فوتبال آسیا به جمع سرخپوشان تبریزی پیوسته است! اما نه این خبرها نیست، فقط طبق عادت مرسوم فوتبال باشگاهی ایران و رسانه ‌های کشور خبر بازگشت یک لژیونر دیپورت شده را چنان با آب و تاب فراوان در بوق و کرنا کرده اند که گویی بمبی ویرانگر در بازار نقل ‌و انتقالات لیگ برتر منفجر شده است.

البته که قرار نیست کیفیت فنی شهریار مغانلو را نادیده بگیریم. باید اذعان کرد مغانلو یکی از بهترین مهاجمان فوتبال ایران در سال ‌های اخیر بوده است؛ بازیکنی که همین چندی پیش با پیراهن تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ هم به میدان رفت و در مجموع ۸۸ دقیقه ای که فرصت بازی در این تورنمت بزرگ را پیدا کرد عملکرد قابل قبولی هم از خود به نمایش گذاشت. شهریار در نخستین دیدار یوزهای ایرانی و در مصاف با نیوزیلند از مهدی طارمی، مهاجم اول فوتبال کشورمان هم به مراتب تأثیرگذارتر ظاهر شد. مغانلو پیش از کوچ به امارات هم دو فصل متوالی یعنی در لیگ ‌های بیست ‌و دوم و بیست ‌و سوم موفق شد با پیراهن سپاهان در لیگ برتر شهریاری کند. توانایی شهریار در گشودن سنگر رقبا و دبل در کسب عنوان آقای گلی باعث شد تا چشم تیم های متمول کشورهای حاشیه خلیج فارس به او جلب شود و در نهایت این مهاجم با جدایی از جمع طلایی پوشان اصفهانی راهی امارات شد. اما دوران لژیونری شهریار مغانلو آنگونه که انتظار می ‌رفت پیش نرفت و ماشین گلزنی او در ادونک لیگ همچون لیگ برتر با قدرت عمل نکرد.

بهترین شاهد بر این مدعا آنکه مغانلو فصل گذشته در لیگ برتر شیخ نشین امارات ۲۵ بازی انجام داد و در ۱۹۱۹ دقیقه ای که فرصت داشت تا با پیراهن اتحاد کلبا در زمین خودنمایی کند، ۸ گل به ثمر رساند؛ یعنی یک گل به ازای هر ۲۴۰ دقیقه. او در این مدت ۲ پاس گل نیز در کارنامه خود ثبت کرد. اگرچه چنین آماری برای یک مهاجم آنقدرها هم ضعیف نیست اما برای بازیکنی که قرار است در بازگشت به لیگ برتر، خط حمله مدافع عنوان قهرمانی لیگ ۲۴ را رهبری کند، چندان هم خیره ‌کننده نیست.کافی است عملکرد فصل پیش شهریار را با کارنامه خودش در آخرین فصل حضورش در سپاهان مقایسه کنید تا شما هم بر این ادعا صحه بگذارید. مغانلو در لیگ بیست و سوم طی ۲۰۶۶ دقیقه بازی برای زردپوشان دیار زاینده رود، ۱۶ گل به ثمر رساند؛ یعنی به طور میانگین هر ۱۳۹ دقیقه یک بار توپ را به تور دروازه حریفان چسباند و در کنار آن ۳ پاس گل نیز داد.

علاوه بر این در فصل پیش بهترین مهاجم لیگ برتر یعنی امیرحسین حسین‌زاده، هم نمایش به مراتب بهتری از مغانلو در گشودن سنگر رقبا ارائه کرد. مهاجم ۲۵ ساله تی تی ها در ۲۲ مسابقه موفق شد ۱۱ گل بزند و ۴ پاس گل بدهد. از اینها مهمتر اینکه شهریار اکنون ۳۱ ساله است و طبیعتاً دیگر توانایی های سال ‌های ابتدایی دوران فوتبالی خود را نخواهد داشت.

اما با همه اینها بپذیریم یا نه، فوتبال کشورمان در بالاترین سطح باشگاهی طی فصول اخیر با فقر مهاجم گلزن دست ‌و پنجه نرم می‌کند و همین قحطی مهره هجومی زهردار باعث شده تیم های لیگ برتری و فضای رسانه ای کشورمان با تیترهایی پرطمطراق از بازگشت آقای گل سابق لیگ برتر به ایران استقبال کنند. بر همین اساس هم انتقال شهریار به تراکتور خریدی بزرگ برای باشگاه تبریزی محسوب می شود؛ چه اینکه فصل گذشته هم مانند فصول پیشین یکی از بزرگ ‌ترین معضلات بسیاری از تیم ‌های حاضر در لیگ برتر کشورمان، ضعف در تمام‌ کنندگی و کمبود مهاجمان تمام عیار بود. به ویژه مدعیان لیگ که بارها بابت از دست دادن موقعیت ‌های حساس، امتیازاتی حیاتی را از دست دادند و طبیعی است که در چنین شرایطی، مدیران و کادر فنی باشگاه تبریزی برای تقویت خط آتش تیم خود در کنار تمدید قرارداد با مهره های هجومی جوان خود، در صدد برآیند تا مهاجمی باتجربه که از قضا پیشتر امتحانش در لیگ برتر را به خوبی پس داده با کسب ۲ عنوان آقای گلی زومه قابل اعتنایی در این رقابت ها از خود به جا گذاشته است را در سبد خرید خود قرار دهند.

با این تفاسیر می توان مدعی شد جذب مغانلو تصمیمی قابل دفاع  برای تی تی ها است؛ اما در عین حال نباید این نکته را هم فراموش کرد که تاریخ ثابت کرده بازگشت مهاجمان گلزن ایرانی پس از یک دوره حضور در تیم های خارجی به لیگ برتر غالباً پایان خوشی که هواداران انتظارش را داشته اند به همراه نداشته است و آنها نتواسته اند مانند سابق عمل کنند. نزدیک ترین شاهد بر این مدعا هم بازگشت علی علیپور و کاوه رضایی دو مهره هجومی لیگ پس از تجربه حضور در فوتبال اروپا به ایران است. علیپور پس از چند فصل حضور در لیگ برتر پرتغال، دیگر آن مهاجم زهرداری نبود که پیشتر با پیراهن پرسپولیس مدافعان را به دردسر می‌انداخت و درلیگ هفدهم به عنوان آقای گلی رسید. کاوه رضایی هم پس از سال ‌ها بازی در بلژیک، در بازگشت به فوتبال ایران، نتوانست نسخه سابق خود در استقلال را در سپاهان تکرار کند. این دو مهره هجومی با کارنامه ای دندانگیر به لیگ برتر برگشتند اما هیچیک نتوانستند همان کیفیتی را که پیش از لژیونر شدن داشتند، دوباره از خود نشان دهند.

شاید مغانلو با همتایان هموطن خود فرق داشته باشد، شاید این مهاجم ۳۱ ساله در بازگشت به لیگ برتر بار دیگر در گلزنی شهریاری کند و حتی شاید با کسب عنوان آقای گلی برای سومین بار در این رقابت ها مُهر خاموشی بر دهان منتقدان خود بزند؛ اما فارغ از اینکه انتقال دوباره او به لیگ برتر موفق خواهد بود یا با شکست مواجه خواهد شد آنچه مهم است اینکه تا کی قرار است هر تابستان بازار نقل و انتقالاتی با خبر بازگشت ستاره ‌های سابق لیگ به این رقابت ها داغ شود، کی نوبت به ستاره چینی از لیگ برتر می رسد؟ مهمتر از همه، چه زمانی به جای فرش قرمز پهن کردن برای بازگشت لژیونرهای دیپورتی، دوباره پس از سال ها انتقال پرشمار پدیده های لیگ برتر به فوتبال سطح اول اروپا را در بوق و کرنا خواهیم کرد؟

 

 

مرضیه غفاریان

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید