در کوچهپسکوچههای شهرستان دولتآباد برخوار، جایی که صدای تیشه بر سنگ و زمزمهی تراش چوب با ضربآهنگ زندگی در هم آمیخته، ضیافتی برپا شد که در آن، هنر نه یک ویترین، که آیینه تمامنمای جان آدمی بود. نمایشگاه یکروزه فرهنگ و هنر برخوار، تنها یک گردهمایی ساده نبود؛ بلکه نجوای دستان هنرمندی بود که از دل چوب بیجان، نغمه بیرون میکشند و از صلب سنگ، گوهر میتراشند. در این محفل، از رکابزنیِ پیشکسوتان ورزش تا رقص قلمِ خوشنویسان، همه و همه روایتگر داستانی بودند از ایستادگی، عشق و اصالت؛ داستانی که نشان داد در پسِ هر ساز و هر اثر، قلبی برای فرهنگ این مرز و بوم میتپد.
نمایشگاه یکروزه فرهنگ و هنر، به همت «مؤسسه فرهنگی هنری ترنم برخوار» و با مدیریت خانم داوری، به محفلی برای پیوند هنرمندان پیشکسوت و جوان بدل شد. در این گزارش، دغدغهها و تجربیات هنرمندانی که هنر را «آیینه تمامنمای روح جامعه» میدانند، به تفصیل بازخوانی شده است.
هنر؛ آیینه روح جامعه و ضرورت توسعه فرهنگی
حسن کیخایی، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان برخوار، ضمن قدردانی از مؤسسه ترنم برخوار، هنر را آیینه تمامنمای روح جامعه خواند و گفت: این رویداد بستری برای دورهمی، تعامل و ارتباط بین هنرمندان است که به توسعه فرهنگ و هنر شهرستان کمک شایانی میکند.
ما در این برنامه شاهد حضور هنرمندان حوزههای تجسمی، سینمایی، کتاب و موسیقی هستیم که نشاندهنده ظرفیتهای بالای شهرستان است. وظیفه ما در اداره ارشاد، حمایت از هنرمندان و برنامهریزی برای رشد کیفی کارهای هنری است تا گامهای مؤثری برداشته شود.
روایت دوگانه؛ محمود سنمار، پیشکسوت ورزش و هنر سازسازی
در میان هنرمندان، چهرهای متفاوت حضور داشت؛ محمود سنمار، متولد ۱۳۲۸ که نامی آشنا در پیشکسوتان دوچرخهسواری اصفهان و نیز عرصه سازسازی سهتار است. او با نگاهی به مسیر پرفراز و نشیب زندگیاش گفت: «ورزش همیشه همدم من در بدترین شرایط روحی و اقتصادی بوده است.
وی با یادآوری افتخاراتش در دوچرخهسواری (از جمله سفر به مشهد، شیراز و صعود به قله الموت) از یک بیتوجهی طولانیمدت گله کرد: ۸-۹ سال است که هیئت دوچرخهسواری و مسئولان، حمایتی از ما نمیکنند. هزینههای سفر و کمبود امکانات، ورزشکاران پیشکسوت را تحت فشار قرار داده است.
سنمار که در کنار ورزش، در هنر سازسازی نیز فعال است، درباره پیوند این دو عرصه گفت: «هنر سازسازی نیز همچون ورزش، نیازمند استمرار و پشتکار است. او در پایان با تأکید بر اینکه در سن ۷۷ سالگی همچنان روزانه رکاب میزند، خطاب به مسئولان گفت: ورزش را جدی بگیرید و از جوانان حمایت کنید.
او به جوانان نیز توصیه کرد: از کارهای بیهوده و دود و دم دوری کنید و ورزش و هنر را سرلوحه زندگی خود قرار دهید.
سازسازی؛ نوآوری در نی و تار
محمدرضا بوجاری، نی ساز ساکن لودریچه که ۳ سال سابقه حرفهای دارد، با اشاره به ابداع ساز «نی لنگ» یا «دوی لنگ» برای نخستین بار در منطقه، تأکید کرد: کار من بسیار دقیق است و به دلیل اینکه اعتبار سازنده به کیفیت ساز برمیگردد، نمیتوانم کار را به شاگرد بسپارم.
وی با گلایه از سازمان میراث فرهنگی، از گرانی شدید چوب و رنگ و کاهش فروش اینترنتی پس از محدودیتهای اینترنتی انتقاد کرد و گفت: خواستار فراهم شدن بستر آموزش برای جوانان هستم.
بهزاد سنمار، سازساز تار و سهتار متولد ۱۳۶۷، روند فنی ساخت را چنین شرح داد: تار از تنه درخت ساخته میشود و مقدار کمی از چوب خام در نهایت به کاسه تار تبدیل میشود که باید آرامآرام خشک شود تا تاب برندارد.
سنمار افزود: به دلیل شرایط بد اقتصادی، از سود خود کم کردهام تا هنرجو توان خرید داشته باشد. موسیقی برای روحیه مردم ضروری است و مسئولان باید برنامههای فرهنگی بیشتری اجرا کنند.
از گوهرتراشی تا خوشنویسی؛ هنرهای اصیل در چنبره مشکلات
حسن بستانی، گوهرتراش متولد ۱۳۷۷، با بیان اینکه تراش و پولیش یک نگین معمولی نیم ساعت زمان میبرد، تصریح کرد: این حرفه صنایعدستی است و باید با عشق انجام شود، چرا که درآمد خاصی ندارد.
وی با اشاره به تهیه بخشی از سنگها از خراسان جنوبی و بخش وارداتی، گفت: وابستگی شدیدی به فروش اینترنتی داریم و با اختلال اینترنت، درآمد ما کاهش یافته است. از مسئولان انتظار دارم با وام و تبلیغات، این هنر ناشناخته را حمایت کنند.
کلام آخر
نمایشگاه یکروزه هنر و موسیقی برخوار، نه تنها مجالی برای نمایش دستساختهها و توانمندیها، بلکه آینهای تمامنما از تلاش خستگیناپذیر هنرمندان و ورزشکارانی بود که با وجود سایه سنگین تحریمها، نوسانات بازار، گرانی مواد اولیه و بیمهریهای اداری، همچنان با عشق به هنر، تیشه بر سنگ میزنند و چوب را به نغمهای برای التیام روح جامعه تبدیل میکنند. این رویداد یادآور شد که اگرچه فشارهای اقتصادی و اجتماعی میتواند مسیرِ فعالیتهای خلاقانه را ناهموار کند، اما شوقِ ماندگاری در این دیار همچنان زنده است و هر سازِ دستساز و هر نگینِ تراشخورده، سندِ زندهِ استقامتِ نسلی است که برای اعتلای فرهنگِ سرزمینشان از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند.
با اینحال، این حضورِ پرشور، پیامی روشن برای متولیان امر به همراه داشت؛ هنرمندان و پیشکسوتان، چشمانتظارِ شعارهای نمادین نیستند، بلکه نیازمند بسترهای ساختاری، تسهیلات حمایتی، و فضایی برای آموزش و معرفی هستند تا این چراغِ پرفروغ در میانِ دغدغههای معیشتی خاموش نگردد. اکنون زمان آن است که مسئولان با نگاهی فراتر از مدیریتِ روزمره، از ظرفیتهای نهفته در هنر و ورزشِ شهرستان برای بهبود سلامت اجتماعی و نشاط عمومی بهره ببرند؛ چرا که در غیاب حمایتهای مؤثر، بزرگترین سرمایههای فرهنگی این دیار، زیرِ بارِ بیتوجهیها فرسوده میشوند و فرصت انتقالِ این میراثِ گرانبها به نسلهای آینده، بهسادگی از دست خواهد رفت.»
عصمت صادقیان








