کد خبر:11893
پ
۱۶۹۴۳۱۱_۸۶۰
در شبِ افتخار و اقتدار و انتقام

همه چی بود، فقط جای تو خالی

اقتدار بود، افتخار بود، انتقام بود؛ شامگاه شنبه تا نیمه شب یکشنبه که عملیات وعده صادق با رمز «یا رسول ا…» به پایان برسد، همه چیز بود و کیف کردیم و سربلند بودیم و سرمان بالا بود و خلاصه ته دلمان قرص بود که کسی حق ندارد به خط و خال این خاک و عزیزان […]

اقتدار بود، افتخار بود، انتقام بود؛ شامگاه شنبه تا نیمه شب یکشنبه که عملیات وعده صادق با رمز «یا رسول ا…» به پایان برسد، همه چیز بود و کیف کردیم و سربلند بودیم و سرمان بالا بود و خلاصه ته دلمان قرص بود که کسی حق ندارد به خط و خال این خاک و عزیزان این سرزمین، خط و خراشی بیندازد و اگر دست از پا خطا کند، بدجور پشیمان می شود.

حاج قاسمِ عزیزِ ما! گمان مبر که میان تمام این شب ها و شورها و اشک شوق ها و موشک ها، ذره ای از یادت می کاهیم. شبی که کودکان غزه در آرامش خوابیدند و ما تا صبح بیدار ماندیم تا شاهد انتقام باشیم، همه چی بود، فقط جای شما خالی بود. چه کنیم؛ مرد میدان بودی برای ما و ناگهان باز دلم یاد تو افتاد، شکست… هرچند ایمان داریم از آن بالاها نگاه مان می کنی و در آسمان شب های این سرزمین، برایمان ستاره دعا می کاری و هوایمان را داری. ما هیچ وقت یادمان نمی رود چقدر به شما و رشادت هایتان مدیونیم.

داغ شما که سرد نمی شود. راستش من از آن بامداد سرد دی ماهی، هنوز با خودم تکرار می کنم «رفته سردار نفس تازه کند، برگردد…» دلتنگیم و دیدارتان چاره این درد است. چه بنویسیم که چاره باشد؟ واژه ها که نمی توانند حق این دلتنگی را ادا کنند.

در شبِ افتخار و اقتدار و انتقام، حلاوتِ این غرور و غیرت، تقدیم به شما و همرزمان شهیدتان؛ تقدیم به شهید زاهدی. تقدیم به «احمد متوسلیان»، تقدیم به «مسلم خیزاب»؛ تقدیم به تمام کودکان فلسطینی و تقدیم به همه آنها که آزاده اند و در آرزوی نابودی اسراییل.

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید