کد خبر:16250
پ
گزارش «زاینده رود» از مطالبه مردم اصفهان از رئیس جمهور آینده در پای صندوق های رأی: زاینده رودِ جاری را به ما برگردانید

ما زنده به آنیم که زندگی بود…

«زاینده رود از قدیم ندیم “چشم” اصفهان بوده، اما حالا خشک شده» این را که می گوید، رودخانه ای از اشک از پهنای صورتش جاری می شود. پیرزن در حالی که سعی می کند با پر چادرش چشمانش را خشک کند، با لهجه شیرین اصفهانی اش ادامه می دهد: «چی می خوام مادر؟! من پیرزن […]

«زاینده رود از قدیم ندیم “چشم” اصفهان بوده، اما حالا خشک شده» این را که می گوید، رودخانه ای از اشک از پهنای صورتش جاری می شود. پیرزن در حالی که سعی می کند با پر چادرش چشمانش را خشک کند، با لهجه شیرین اصفهانی اش ادامه می دهد: «چی می خوام مادر؟! من پیرزن از رئیس جمهور چیزی نمی خوام الا اینکه این رود دوباره پرآب بشه و ارزونی بشه.» این خواسته مادر پابه سن گذاشته ای است که برای شرکت کردن در انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری عصا در دست و به سختی خود را از بهارستان به گلزار شهدا رسانده تا در کنار «دسته گل هایی که برای سربلندی این خاک پرپر شدند» با آرمان های انقلاب اسلامی تجدید بیعت کند و گامی هرچند کوچک در رقم زدن سرنوشتی بهتر برای «جوون های الان» برداشته باشد.

«جاری شدن آب در زاینده رود» اما کلیدواژه مشترک خواسته همه آنهایی بود که روز جمعه هشتم تیر ماه در نصف جهان با حضور خود در پای صندوق های رأی خواستند در سرنوشت سازی برای آینده کشور سهم داشته باشند. حتی پدر و مادر آیما کوچولو که اصفهانی نیستند هم مانند مردم دیار زاینده رود معتقدند بهترین قدمی که رئیس جمهور منتخب می تواند برای اصفهانی ها بردارد همین است که «وقتی مسافران به اصفهان سفر می کنند، این رودخانه زیبا را خشک نبینند». پدر آیما این را می گوید. او که همراه با خانواده چهارنفره اش دو روز پیش از تبریز  راهی اصفهان شده و حالا دست آنها را گرفته و به شعبه اخذ رأی کنار پل خواجو آمده تا در انتخابات شرکت کند، با نگاهی به تنِ پرتَرَک زاینده رود، ادامه می دهد: «آدم دلش می گیرد وقتی این رودخانه را اینطور می بیند.»

محمد که چندقدم عقب تر از خانواده آیما در صف ایستاده نیز همین حس را دارد. این جوان که لباس محلی پوشیده می گوید: «یک ماه بیشتر نیست از استان خرسان شمالی آمده ام و در این شهر زیبا زندگی می کنم اما به نظر خشکی زاینده رود خیلی توی چشم می زند.» این دقیقاً همان چیزی است که عارفه ۱۴ ساله هم در گفته هایش به آن اشاره می کند: «توریست ها که به اصفهان می آیند، به هوای زاینده رود می آیند؛ اما با رود خشک مواجه می شوند. علاوه بر این خب من شنیده ام پل های تاریخی اصفهان طوری ساخته شدند که خشک بودن زاینده رود آنها را در معرض تهدید قرار می دهد.» این دختر نوجوان و دوستش از ساعات اولیه صبح به شعبه اخذ رأی در گلستان شهدا آمده اند. عارفه و عاطفه اگرچه با توجه به سن و سالشان نمی توانند در تعیین رئیس جمهور آینده مستقیماً نقشی ایفا کنند اما نسبت به این موضوع بی تفاوت نیستند. این دو خبرنگار نوجوان آمده اند تا حضور پرشور همشهری های خود در این اتفاق بزرگ را به تصویر بکشند. عاطفه علاوه بر اینکه خواسته همکار و دوستش را تأیید می کند، می گوید: «اما من به غیر از حل بی آبی زاینده رود به عنوان یک نوجوان دلم می خواهد رئیس جمهور بعدی ادامه دهنده راه شهید رئیسی باشد. ایشان به نسل ما خیلی اهمیت می داد و همواره حضور پررنگی در جمع نوجوانان داشت.»

جلالی، پسر ۱۸ ساله ای که امروز بالاخره توانسته برای اولین بار نام رئیس جمهور منتخب خود را در صندوق رأی بیندازد هم، مانند عارفه دغدغه ای متناسب با سن و سال خود دارد و در حالی که از خوشحالی چشمانش برق می زند، می گوید: «به نظر من اولویت رئیس جمهور باید رسیدگی به موضوع آموزش و پرورش باشد، اصفهان و غیر اصفهان هم ندارد.» کم نیستند اصفهانی هایی که همچون این جوان رأی اولی مطالبه ای فراتر از مرزهای نصف جهان از رئیس جمهور آینده ایران دارند. آقای فلاحی در حالی که پسرش را بغل کرده تا با انداختن رأی پدر در یکی از صندوق های سیار تعبیه شده در اتوبوس از همین الان سهمی در آینده کشور داشته باشد، می گوید: «مهمتر از شهر من، کشور من است. وقتی رئیس جمهور تلاش کند تا اقتصاد ایران را سامان ببخشد، معضل بی کاری جوانان را حل کند و به فکر حل مشکلات ایران باشد می توان امیدداشت که در پی آن برای رفع مشکلات اصفهان هم چاره اندیشی کند که خب مهمترینش خشکی زاینده رود است.»

همسر نوروزعلی عابدینی اما برعکس آقای فلاحی تأکید می کند: «زاینده رود را که داشته باشیم انگار “همه چیز” داریم» و نوروزعلی ۶۰ ساله هم در تأیید حرف همسرش می گوید: «من ۴۰ سال در بیابان رانندگی کردم و اینطور که پیش می رود کم کم اصفهان هم باتوجه به بی آبی و آلودگی هوا به بیابان تبدیل می شود.» میلاد صالحی، پلیس فرودگاه اصفهان هم مانند این راننده که چهاردهه از عمرش را در جاده های بیابانی کشور گذرانده اعتقاد دارد که «اگر رئیس جمهور آینده تدبیری برای حل مشکل آب اصفهان و آلودگی هوای این کلانشهر نیاندیشد، به زودی اصفهان و اطراف آن به کویر تبدیل می شود».

«زاینده رود مرده را زنده کند»؛ این هم اصلی ترین مطالبه آقای یزدی خواستی است که ظهر روز جمعه به همراه همسرباردار و خانواده همسرش آمده بودند پای صندوق های رأی کنار پل خواجو. او در ادامه می گوید: «جریان دائمی آب در زاینده رود خواسته همه اصفهانی هاست و مادر خانم من حتی این را پای برگه رأیش  نوشت.» این مرد جوان که به زودی قرار است پدر بشود و دلش می خواهد در آینده ای نه چندان دور دست فرزندش را بگیرد و کنار زاینده رود پرآب قدم بزند، پربیراه هم نمی گوید. روز جمعه همه آنهایی که درنصف جهان پای صندوق های رأی آمده بودند از هر قشری و در هر رده سنی امید اولشان زنده شدن زاینده رود بود. شاید برخی از آنها دغدغه های دیگری هم داشتند با توجه به سن و سال یا حوزه فعالیتشان؛ اما این رود که حیات اصفهان بسته به حیات آن بود ترجیع بند خواسته همه اهالی این دیار بود.

 علیرضا صلواتی، مجری کل امور زیربنایی استان اصفهان نیز که در این روز در شعبه گلستان شهدا حضور یافته در گفتگو با «زاینده رود» با اشاره به اینکه انتظار از رئیس جمهور در بعد ملی این است که ادامه دهنده راه دولت شهیدرئیسی باشد، عنوان می کند: «اما در بعد استان اصفهان، این استان دو مشکل اساسی دارد: یکی بحث آب است و محیط زیست و دیگری هم بحث نظام ارتباطی و شبکه حمل و نقلی که ان شاءا… برای دائمی شدن زاینده رود  برنامه هایی که دولت قبل در حال انجام آن بود با قوت بیشتر پیگیری شود و در بحث شبکه ارتباطی هم امیدوارم که با همت این دولت قطار سریع السیر تهران-قم- اصفهان به بهره برداری برسد.» مجری کل طرح‌های آزادراهی جنوب و جنوب شرق کشور معتقد است که «اصفهان “قلب ایران” است و هر مشکلی برای اصفهان پیش بیاید تبعاتش کل کشور را دربرخواهد گرفت». صلواتی ابراز امیدواری می کند با رسیدگی به استان اصفهان در دولت آینده برکات آن به کل کشور در همه ابعاد برسد.

این مقام مسئول در استان، اصفهان را قلب ایران می داند و گلر پیشکسوت تیم های سپاهان و ذوب آهن هم زاینده رود را “قلب اصفهان” می نامد. حمیدرضا بابایی که همراه با نیما نکیسا، مدیرعامل باشگاه ذوب آهن در شعبه اخذ رأی در میدان امام خمینی (ره) حاضر شده تا نام رئیس جمهور منتخب خود را در صندوق رأی بیاندازد با این تشبیه زیبا می گوید: «زاینده رود قلب اصفهان است و به قلب بچه های اصفهان وصل است و این روزها اصفهانی ها ناراحتی قلبی دارند، چرا که زاینده رود حال خوبی ندارد و اگر این رودخانه دواشود درمانی بر درد همه اصفهانی ها خواهد بود.» بابایی که با حفاظت از سنگر تیم فوتبال پلی اکریل اصفهان به فوتبال ایران معرفی شد در عین حال اضافه می کند: «ورزش از سیاست جداست و هر رئیس جمهوری که در رأس دولت چهاردهم قرارمی گیرد باید وزیری را برای وزارت ورزش انتخاب کند که در عرصه ورزش تجربه داشته باشد و این هم برای بهبود نتیجه گیری تیم های ملی ورزشی خوب است هم برای پیشرفت باشگاه ها.» 

پوریا، پسربچه ۱۲ ساله ای که به همراه مادرش به نقش جهان آمده تا حضور در شعب اخذ رأی را تجربه کند هم دغدغه ورزشی دارد. او که یکی از طرفداران سرسخت سپاهان است، می گوید: «ای کاش رئیس جمهور وزیری را برای ورزش انتخاب کند که عادل باشد و به تیم های شهرستانی هم به اندازه تیم های پایتخت بها داده شود.» پوریا با هیجان خاصی ادامه می دهد: «دل ما اصفهانی ها به سپاهان و زاینده رود خوش است.»

امروز اصفهانی های حاضر در پای صندوق های رأی؛ حماسه آفرینان ۸تیر ۱۴۰۳، هرکدام به فراخور حال و کار و سن و سالشان مطالبه ای دارند از رئیس دولت چهاردهم اما این باعث نشد که هیچکدام از آنها زاینده رود و حال ناخوش آن را از یاد ببرند. از مادر شهیدی که با یادکردن از جوانی که تقدیم انقلاب کرده از رئیس جمهور می‌خواهد فکری برای بی کاری و مشکل مسکن جوان های امروز انقلاب بکند گرفته تا خانم جعفری، معلمی که یکی از هم و غم هایش مشکل همسان سازی حقوق فرهنگیان و کارمندان است یا آقای احمدی که می گوید مدتهاست در صف وام فرزندآوری است و دلش می خواهد دولت به وعده های خود درخصوص اعطای این وام ها جامه عمل بپوشاند. همه اینها علاوه بر دغدغه های فردی خود، یک درد مشترک داشتند، دردی به نام زاینده رود که آن را فریاد می زدند. حتی زمانی که عقربه های ساعت روی آخرین ثانیه از هشتمین روز اولین ماه تابستانی سال ۱۴۰۳ از نفس افتاد و رأی گیری برای انتخاب نهمین رئیس جمهور ایران به پایان رسید. حتی زمانی که اصفهان که در ساعات ابتدایی این روز برای خلق حماسه ای دوباره به جنب و جوش افتاده بود کم کم به خواب فرو رفت. حتی زمانی که تاریکی شب شهر را دربرگرفت، سکوتی عجیب از جنس فریاد در شهر پیچیده بود. این فریاد بی صدا از آن گیاهان و درختان تشنه دیار زاینده رود است که با زبان بی زبانی هم آوا با مردمان این شهر زاینده رود را فریاد می زدند. زاینده رودی که عدم جریان مایه حیات در آن، زندگی همه این جانداران بی زبان را هم به خطر انداخته و کمر درختان سربه فلک کشیده اش را خم کرده است. زاینده رود درد مشترک نصف جهان است؛ زاینده رود، «چشم» و «قلب» و «همه چیز» مردم این دیار است. آقای رئیس جمهور! مستر پرزیدنت! السید الرئیس! زاینده رود را، «چشم» و «قلب» و «همه چیز» اصفهانی ها را دریاب!

 

خبرنگار زاینده رود:مرضیه غفاریان

 

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید