باز هم شب ناکامی تیم ملی ایران در صعود از مرحله گروهی رقابت های جام جهانی صبح نشد؛ باز هم این در به روی فوتبال کشورمان باز نشد و باز هم باید صبوری پیشه کنیم بلکه این رؤیا که سال هاست در انتظار تحقق آن هستیم، چهار سال آینده و در دوره بعدی این بازی ها تعبیر شود.
یوزهای ایرانی در شرایطی در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شدند که حتی افزایش سهمیه تیم های صعود کننده به مرحله حذفی این رقابت ها از ۱۶ تیم به ۳۲ تیم در این دوره هم نتوانست طلسم تیم ملی را بشکند و در نهایت سرنوشت شاگردان قلعه نویی با کسب ۳ تساوی از ۳ بازی در گروهG برای راهیابی به مرحله بعد به ۳ بازی در گروه های دیگر گره خورد که از بد حادثه نتایج هیچ کدام از این دیدارها مطابق میل فوتبالدوستان کشورمان پیش نرفت؛ باز هم نشد که بشود و در نهایت پرونده حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ زودتر از آنچه انتظار می رفت بسته شد.
آنچه بیش از هر عامل دیگری منجر به وداع زودهنگام تیم ملی با بزرگ ترین تورنمنت فوتبال دنیا شد و اکثر قریب به اتفاق کارشناسان هم روی آن اتفاق نظر داشتند، رویکرد دفاعی و محتاطانه سربازان ژنرال بود. هرچند امیر قلعه نویی همیشه مدعی بوده و هست که تیم او هجومی بازی می کند اما در عمل به ویژه در دو دیدار تیم ملی در برابر بلژیک و مصر آنچه دیده شد ریسک ناپذیری شاگردان امیر در حمله به سنگر رقبا و رویکرد محافظه کارانه بیش از حد آنها بود که شاید در برخی لحظات به حراست از سنگر خودی کمک کرد اما در نهایت مانع از گشودن دروازه رقیب و کسب نتیجه ای شد که برای صعود یوزهای ایرانی از نان شب هم واجب تر بود.
این تاکتیک دفاعی و احتیاط بیش از حد در یورش به محوطه جریمه حریف در دیدار دوم ایران در مصاف با بلژیک شاید تا حدی قابل توجیه بود؛ چه اینکه استفاده از سیستم دفاعی و حتی حضور پنج مدافع در ترکیب تیم در چنین مسابقه ای که کسب تساوی هم می توانست امید ایران به صعود در بازی سوم را زنده نگه دارد به خصوص وقتی هدف اول تیم جلوگیری از دریافت گل باشد منطقی و قابل درک است؛ اما مشکل دقیقاً از جایی شروع شد که همین ذهنیت به بازی بعدی نیز سرایت یافت و بر تیم امیر حاکم شد؛ مسابقه ای که شرایط آن با دو دیدار قبلی کاملاً فرق می کرد و پیروزی در آن برای کسب مجوز صعود، حیاتی بود.
اما تیم ملی با علم به این موضوع، سومین و حساس ترین بازی خود را نیز با همان ساختار دفاعی استارت زد و برنامه های هجومی قلعه نویی در مصاف با فراعنه بیشتر به ارسال توپ های بلند و استفاده از ضدحملات محدود شد؛ تاکتیکی که در فاز دفاعی تا حدی کارآمد بود اما در فاز هجومی مانع از فشار لازم بر خط دفاع حریف شد. طنز تلخ ماجرا هم آنجاست که خط دفاع مصر در نبردهای هوایی آسیب پذیر عمل می کرد و مدافعان این تیم از نظر فیزیکی برتری خاصی نسبت به مهره های هجومی تیم امیر نداشتند و در چند صحنه نیز ملی پوشان کشورمان توانستند روی سانترها موقعیت های خطرناکی ایجاد کند و سد دفاعی فراعنه در مهار سانترها آسیب پذیر بود اما چه سود که این پاشنه آشیل رقیب دیر کشف شد و نوشدارو پس از مرگ سهراب رسید!
جالب آنجاست که برخی از کارشناسان فوتبال کشورمان پارا فراتر گذاشته و مدعی شدند یکی از مشکلات اصلی شاگردان قلعه نویی در خوان آخر، نوع نگاه آنها به توانایی های حریف بود. از دید این کارشناسان، مصر برخلاف آنچه تصور می شد تیمی نبود که برتری خاصی نسبت به ملی پوشان کشورمان داشته باشد حتی برخی پیشکسوتان بر این باورند که اگر دو تیم چندین بار دیگر مقابل هم قرار بگیرند، در بیشتر بازی ها این ایران است که می تواند پیروز میدان باشد؛ با این حال، سبک بازی ملی پوشان ایرانی نشان می داد که آنها تصور می کنند با تیمی بسیار قدرتمندتر از خود روبه رو شده اند و همین ذهنیت غالب بر سربازان امیر باعث شد تیم ملی از همان ابتدا با احتیاطی بیش از اندازه در مقابل فراعنه صف آرایی کند و گوی و میدان و ابتکار عمل را تا حد زیادی به حریف نه چندان قدر خود واگذار کند.
البته با همه اینها ما هم با قلعه نویی موافقیم؛ یوزهای ایرانی در این مسابقه موقعیت های خوبی برای گلزنی خلق کردند و تلاش آنها به ویژه در دقایق پایانی برای تغییر نتیجه انکارناپذیر و ستودنی است. حتی در برخی صحنه ها توانایی رسیدن به گل برتری را هم داشتیم و چه بسا اگر تیم ملی از همان ابتدای این دیدار با همین جسارتی که در دقایق پایانی از خود نشان داد بازی می کرد نتیجه متفاوتی رقم می خورد اما «ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود».
چه اینکه این تغییر رویکرد زمانی روی داد که بخش زیادی از مسابقه سپری شده بود و ملی پوشان هرچه زدند به در بسته خورد و یکی از توپ هایی هم که راه به دروازه حریف پیدا کرد آفساید اعلام شد. بدون شک می توان مدعی شد اگر تحلیل و آنالیز دقیق تری از حریف در اختیار کادر فنی قرار داشت و تیم از همان ابتدا با برنامه ای تهاجمی تر وارد زمین می شد، به احتمال قریب به یقین نتیجه متفاوتی در برابر فراعنه برای سربازان ژنرال رقم می خورد و ایران مجبور نبود برای صعود چشم انتظار نتایج سایر تیم ها بماند و در آخر هم ناامیدانه حذف شود.
از سوی دیگر پربیراه نیست اگر مدعی شویم برخی بازیکنانی که در فهرست نهایی امیر برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ قرار نگرفتند نیز می توانستند با حضور خود در این دوره به صعود تیم ملی کمک کنند؛ مهره هایی با کیفیت و جوان مانند محمدجواد حسیننژاد و اللهیار صیادمنش که توانایی افزایش سرعت بازی و ایجاد خلاقیت در حملات ایران را داشتند؛ به ویژه در بازی با فراعنه که سمت راست خط دفاعی مصر در طول مسابقه آسیب پذیر نشان می داد.
علاوه بر همه اینها عدم استفاده بهینه از بازیکنان سرعتی نیز از جمله نکاتی بود که در ناکامی ایران به ویژه در بازی آخر بی تأثیر نبود؛ بازیکنانی همچون آریا یوسفی، مهدی ترابی و مهدی قائدی که می توانستند با نفوذ از کناره ها خط دفاع مصر را تحت فشار بیشتری قرار دهند اما کمتر در جریان بازی مورد استفاده قرار گرفتند. در حالی که به نظر می رسید نفوذ از جناحین می توانست یکی از مؤثرترین راه های ایران برای رسیدن به گل در این مسابقه باشد.
اما دیگر این حرف ها و این نقدها هیچ سودی ندارد و ایران در نهایت در این دوره از جام جهانی همچون دوره های قبل و با وجود افزایش تیم های صعود کننده، از راهیابی به مرحله حذفی این رقابت ها باز ماند و باز هم در بر همان پاشنه قدیمی چرخید؛ آن هم در حالی که در این دوره تیم کشورمان تنها چند گام تا تعبیر رؤیای عبور از مرحله گروهی فاصله داشت و چه بسا اگر شاگردان قلعه نویی جسورانه تر و با و اعتماد به نفس بالاتری بازی می کردند، حالا داستان جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران متفاوت با دوره های قبل به پایان می رسید؛ اما «باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود».
مرضیه غفاریان








