کد خبر:43467
پ
۴۶۹۵۶۸۹_compressed
وقتی ثبات به قیمتِ درجا زدن تمام می ‌شود؛

نه قلعه نویی رفتنی است نه قلعه ای نو بنا خواهد شد

قرار است این هفته تکلیف سکاندار تیم ملی مشخص شود، آن هم در جلسه ای که حالا دیگر کمتر کسی درباره خروجی آن تردید دارد: کُت مربیگری تیم ملی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ هم بر تن امیرخان خواهد بود. مدتهاست که بحث ماندن یا رفتن قلعه نویی از تیم ملی نقل محافل ورزشی شده […]

قرار است این هفته تکلیف سکاندار تیم ملی مشخص شود، آن هم در جلسه ای که حالا دیگر کمتر کسی درباره خروجی آن تردید دارد: کُت مربیگری تیم ملی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ هم بر تن امیرخان خواهد بود.

مدتهاست که بحث ماندن یا رفتن قلعه نویی از تیم ملی نقل محافل ورزشی شده و پس از ناکامی شاگردان ژنرال در جام جهانی ۴۸ تیمی نیز بر تنور این شایعه بیش از پیش دمیده شد. در هفته پیش هم در ادامه همین گمانه زنی ها از یک سو، شایعه حضور یحیی گل ‌محمدی، جواد نکونام و فرهاد مجیدی در رأس تیم ملی به جای ژنرال داغ شد و از سوی دیگر در حالی که بخشی از افکار عمومی منتظر این تغییر بزرگ روی نیمکت تیم ملی پس از مدتها بودند، فدراسیون نشین ها آب پاکی را روی دست همه ریختند و تأکید کردند «هیچ گزینه ‌ای جز امیر قلعه ‌نویی برای هدایت تیم ملی در هیئت ‌رئیسه مطرح نیست».

فارغ از اینکه در نهایت این هفته در ساختمان سئول چه تصمیمی گرفته می‌ شود، موضع سئول نشینان تناقضی آشکار را در فوتبال ایران به نمایش می ‌گذارد؛ در حالی که در لیگ برتر، بی ‌ثباتی عادت غیرقابل ترک مدیران باشگاه ها شده و مربیان تیم های لیگ برتری گاهی با چند نتیجه ضعیف و حتی گاهی پیش از شروع کارشان به درب خروج از باشگاه هدایت می شوند چرا که تغییر، نخستین و محبوب ترین نسخه مدیران باشگاه های لیگ برتری برای عبور از بحران و ناکامی است اما در تیم ملی، اوضاع کاملاً برعکس است. این روزها در تیم ملی ثبات به اصلی خدشه ‌ناپذیر تبدیل شده است و تغییر برای مدیران فدراسیون به تابویی تبدیل شده که حتی ناکامی در بزرگ ترین آوردگاه جهانی فوتبال هم توانایی شکستن آن را ندارد! پربیراه نیست اگر مدعی شویم مدیران فوتبال کشورمان چه در باشگاه ها و چه در فدراسیون نه هنر تشخیص زمان حفظ ثبات را دارند نه اینکه می دانند کی و کجا باید دست به تغییرات اساسی بزنند. آنها علاقه شدیدی به افتادن از بوم دارند، از کدام طرف فرقی برایشان ندارد!

نکته دیگر آنکه وقتی مدیران فدراسیون از تغییر نسل روی نیمکت تیم ملی می ‌ترسند، چرا باید از امیر قلعه ‌نویی انتظار داشت که نسل بازیکنان تیم ملی را تغییر دهد؟ مگر نه اینکه سرمربی تیم ملی آینه نگاه مدیرانی است که او را انتخاب کرده ‌اند؟ بر همین اساس هم جوانگرایی در دوران قلعه ‌نویی هم همچون زمان سکانداران پیش از وی در تیم ملی در حد شعار باقی مانده است.

شاید اگر امروز یک مربی جوان به جای پرافتخارترین مربی لیگ برتر روی نیمکت تیم ملی بنشیند، هیچ تضمینی برای موفقیت او وجود نداشته باشد، همانطور که سابقه نشان داده بعید است با ادامه همکاری تیم ملی با ژنرالِ باتجربه هم آینده روشنی در انتظار تیم ملی باشد. اما آنچه مسلم است اینکه نمی‌توان با تکرار و اصرار بر تصمیم ‌هایی که در گذشته گرفته شده ولو به غلط، انتظار فردایی متفاوت برای تیم ملی کشورمان داشت.

حذف زودهنگام تیم ملی از جام جهانی، آن هم در شرایطی که دستکم افزایش تعداد تیم ‌های حاضر، صعود از مرحله گروهی را آسان‌ تر از دوره‌های گذشته کرده بود، نشان داد تیم ملی از نظر فنی و تاکتیکی فاصله محسوسی با سطح اول فوتبال جهان دارد. امیر قلعه ‌نویی هم در دومین حضور خود روی نیمکت تیم ملی  بیش از سه سال و نیم فرصت داشت تا پروژه خود را پیش ببرد. این زمان برای ساختن تیمی جوان، آینده ‌دار و دارای هویت فنی، فرصت کمی نبود؛ با این حال، نه به وعده پوست ‌اندازی در تیم ملی جامه عمل پوشانده شد و نه یوزهای ایرانی با هدایت قلعه نویی در مهمترین آزمون خود، یعنی جام جهانی، عملکردی قابل دفاع ارائه کردند، تنها دستاورد امیرخان در این مدت ۳ ساله قهرمانی در نخستین دوره برگزاری کافا بود که حتی در دومین دوره این رقابت ها موفق به دفاع از این عنوان نیز نشد!

اگر با وجود چنین کارنامه ‌ای، باز هم اصل تغییر در رأس هدایت تیم ملی از دستور کار فدراسیون نشین ها خارج باشد که شواهد امر نشان می دهد همین است، دیگر مسئله فقط ماندن یا رفتن قلعه نویی نیست. مسئله، نوع نگاه مدیرانی است که به ثبات به‌ عنوان راهی برای فرار از پذیرش مسئولیت انتخاب های خود چنگ زده اند. طنز تلخ ماجرا اینجاست که فوتبال ایران سال ‌هاست در لیگ برتر از تغییرات افراطی آسیب می ‌بیند و حالا در تیم ملی از سوی دیگر همان بام افتاده و گرفتار ثباتی بی ‌حاصل شده است. بدون شک تا زمانی که این پارادوکس مدیریتی پابرجا باشد و کرسی نشنیان فوتبال کشورمان ندانند چه زمانی باید پای تصمیمات خود بایستند و چه زمانی باید ریسک تغییرات را به جان بخرند، نه ثبات نسخه نجات فوتبال ایران خواهد شد و نه تغییرات پی در پی و همچنان در بر همان پاشنه ناکامی ها خواهد چرخید؛ چه در تیم ملی و چه در باشگاه ها.

 

مرضیه غفاریان

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید