این نگین فلات مرکزی ایران، حیات و بالندگی خود را تا اندازه زیادی مدیون زاینده رود است، رودخانهای که مولود اصفهان بوده و شکوفایی هنر، فرهنگ و میراث ارزشمند این خطه را موجب شده؛ از همین رو، اصفهان را باید یکی از مهمترین عرصههای همزمان میراث فرهنگی و میراث طبیعی کشور دانست؛ عرصهای که در کنار ظرفیتهای بیبدیل خود، با انبوهی از چالشها نیز دستوپنجه نرم میکند و بیش از هر زمان دیگری به آگاهیرسانی، مطالبهگری، نقد و واکاوی رسانهای نیاز دارد.
به گزارش ایرنا، خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست، مسوولیتی فراتر از انتقال خبر بر عهده دارند. آنها بخشی از زنجیره حفاظت هستند؛ قلمشان میتواند هشدار دهد، مطالبه ایجاد کند، افکار عمومی را حساس کند، صدای کارشناسان را به گوش مسوولان برساند و گاهی حتی پیش از آنکه یک آسیب غیرقابل جبران شود، زنگ خطر را به صدا درآورد.
آنها باید روایتگر دغدغههای جامعه، صدای کارشناسان، ناظر بر عملکرد دستگاههای مسوول و پل ارتباطی میان افکار عمومی، کارشناسان و تصمیمگیران باشند؛ نقشی که در سه دهه گذشته، رسانههای محلی و کشوری در صفحات ویژه این حوزهها، تلاش کردهاند ایفا کنند.
میراث فرهنگی و محیط زیست در سه دهه گذشته به ۲ حوزه مهم خبری تبدیل شدهاند و رسانهها نیز بهتدریج برای آنها صفحات و سرویسهای تخصصی در نظر گرفتهاند. در این میان، حوزه میراث فرهنگی تا اندازهای پیشتاز بوده و خبرنگاران این حوزه توانستهاند با اطلاعرسانی مستمر و واکاوی مسائل، حساسیت عمومی نسبت به حفاظت و پاسداشت آثار تاریخی و فرهنگی را افزایش دهند، اما این نقش در حوزه محیط زیست نیز در شرایط حاکم بر پهنههای طبیعی کشور اهمیت دوچندان دارد؛ حوزهای که به دلیل گستردگی بحرانها و تعدد عوامل تهدیدکننده منابع طبیعی، جنگلها، رودخانهها، تالابها، منابع آب و دیگر زیستبومها، نیازمند مطالبهگری، اطلاعرسانی تخصصی و مستمر است.
بحرانهای محیط زیستی معمولاً یکشبه شکل نمیگیرند و تبعات آنها نیز محدود به امروز یا یک حوزه نیست؛ این موضوع خاصه در رابطه با اصفهان به صورت ویژه اهمیت مییابد. از این رو رسانهها چه کشوری و چه محلی باید بتوانند ابعاد مختلف این بحرانها را واکاوی کنند، نظر کارشناسان را به گوش تصمیمگیران برساند و مجموعه راهکارها را در معرض افکار عمومی و مسوولان قرار دهند.
اگر سه دهه گذشته را مرور کنیم، در ابتدای راه، صفحات میراث فرهنگی و محیط زیست در بسیاری از رسانهها تا حدودی جنبهای نمایشی داشتند و صرفا برخی رسانههای حرفهای که ظرفیت بیشتری برای تولید محتوا داشتند به صورت جدی به این حوزهها ورود میکردند اما امروز شرایط متفاوت است. حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی برای نسلهای آینده و حرکت در مسیر توسعه پایدار، نه یک انتخاب رسانهای که یک ضرورت است.
در این میان، رسانه باید بتواند میان نقد، مطالبهگری و ایجاد حساسیت اجتماعی از یک سو و ارائه راهکار و حفظ رویکرد حرفهای از سوی دیگر تعادل برقرار کند. خبرنگار باید بتواند با یک گزارش یا یادداشت، مسوولان را نسبت به پیامدهای یک تصمیم یا طرح عمرانی و توسعهای حساس کند؛ تصمیمهایی که گاهی ممکن است در فرآیند اجرا، میراث فرهنگی یا محیط زیست را با آسیبهای جبرانناپذیر مواجه کند و اصفهان نمونه روشنی از این وضعیت است؛ خطه ای که در مظاهر گوناگون میراث فرهنگی و طبیعی گنجینهای کمنظیر در اختیار دارد و در عین حال طی دهههای اخیر بارها شاهد اجرای طرحها و توسعههایی بوده که این عرصهها در برابر آنها آسیبپذیر شده است.
به واقع توسعههای ناپایدار اگر بدون توجه به ظرفیتهای تاریخی و طبیعی یک سرزمین دنبال شوند، میتوانند هزینههایی ایجاد کنند که گاه جبران آنها ناممکن است. در چنین شرایطی، خبرنگاران این حوزه بار سنگینی بر دوش دارند.
طی سه یا چهار دهه گذشته، خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی در اصفهان تلاشهای بسیاری برای حفاظت از این گنجینه انجام دادهاند؛ گاهی قلم آنها به نتیجه رسیده، حساسیت ایجاد کرده و مانع از یک آسیب شده است و گاهی نیز با وجود همه تلاشها و هشدارها، نتیجه مطلوب حاصل نشده است اما آنچه اهمیت دارد این است که همچنان برخی از این خبرنگاران، با وجود ناکامیها، از پیگیری مسائل دست نکشیدهاند، گرچه شوربختانه باید گفت در سالهای اخیر شاهد بودهایم خبرنگاران باسابقهای که سالها در حوزه میراث فرهنگی اصفهان فعالیت کرده و گزارشها، یادداشتها و مطالب متعددی در کارنامه خود ثبت کردهاند، به دلایل مختلف از جمله مشقتها و حساسیتهای این حوزه و خستگی روحی و روانی پیگیری مسائل روزنامهنگاری این عرصه، از رسانه فاصله گرفتهاند.
پیشتر هم خبرنگاران تخصصی این حوزه که تنها در همین عرصه قلم میزدند انگشت شمار بودند اما در زمان حاضر در حالی که اصفهان بیش از هر زمان دیگری به خبرنگاران حرفهای و تخصصی میراث فرهنگی نیاز دارد، شمار آنها محدودتر از گذشته شده و این موضوع خود میتواند به یک آسیب و آفت جدی برای میراث فرهنگی اصفهان باشد.
باید تصریح کرد که وقتی خبرنگار تخصصی پس از سالها تجربه، شناخت و ارتباط با کارشناسان و فعالان یک حوزه، از آن فاصله میگیرد، بخشی از حافظه رسانهای آن حوزه نیز از بین میرود. خبرنگاری که سالها یک بنای تاریخی، یک پرونده، یک طرح توسعهای یا یک چالش میراث فرهنگی را دنبال کرده، جزئیاتی را میداند که الزاماً در گزارش خبرنگاری که در همه حوزهها کار میکند قابل دستیابی نیست.
او باید تاریخ، معماری، قوانین و ضوابط حفاظت، فرآیندهای مرمتی، مسائل شهری، طرحهای توسعهای و حتی مناسبات پیچیده میان میراث فرهنگی و سایر دستگاهها را بشناسد. چنین خبرنگاری به مرور زمان حافظهای رسانهای از میراث یک شهر و استان ایجاد میکند و میتواند در بزنگاههای حساس، پرسشهای درست را مطرح کند. بنابراین، اصفهان بیش از هر زمان دیگری به پرورش و تربیت خبرنگاران تخصصی میراث فرهنگی نیاز دارد؛ خبرنگارانی که بتوانند حافظان رسانهای این گنجینه ارزشمند باشند و میان افکار عمومی، کارشناسان و مسوولان پل ارتباطی برقرار کنند.
خبرنگار میراث فرهنگی اگرچه ممکن است گاهی نتواند جلوی همه آسیبها را بگیرد اما میتواند زنگ خطر را به صدا درآورد؛ میتواند حساسیت ایجاد کند؛ یک موضوع فراموش شده را دوباره به صدر توجه عمومی بازگرداند و مسوولان را نسبت به پیامدهای تصمیمهای امروز در قبال میراث فرهنگی پاسخگوتر کند. از این منظر شاید روز خبرنگار فرصتی باشد برای بازنگری در وضعیت خبرنگاران تخصصی میراث فرهنگی به ویژه در خطه اصفهان که مسائل این حوزه اهمیت ویژه دارد.
این ضرورت زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که بدانیم میراث فرهنگی اصفهان امروز با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته مواجه است. خشکی زاینده رود و پیامدهای آن، از جمله تشدید فرونشست زمین، بناها و آثار تاریخی این خطه را با چالشهای جدی مواجه کرده است. در کنار این مسائل، کمبود اعتبارات، بودجههای قطرهچکانی، ضعف نگاه تخصصی در برخی عرصههای حفاظتی و تعدد مشکلات پیشروی دستگاه متولی، ضرورت حضور رسانهای قدرتمند و تخصصی را بیش از گذشته نمایان میکند.
فراتر از میراث فرهنگی، محیط زیست اصفهان نیز به خبرنگاران تخصصی نیاز دارد . زاینده رود، فرونشست زمین، آلودگی هوا، خشکی تالاب گاوخونی، گسترش عرصههای بیابانی و پیامدهای ناشی از خشکی رودخانه و تالاب گاوخونی، بخشی از زنجیره بحرانهای محیط زیستی اصفهان است. هر یک از این مسائل، ابعاد تخصصی و پیچیدهای دارند و پرداختن حرفهای به آنها نیازمند خبرنگاری است که بتواند موضوع را از سطح خبر روزانه فراتر ببرد و ابعاد علمی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آن را بررسی کند.
پیامدهای خشکی زاینده رود و تالاب گاوخونی میتواند به حوزههایی مانند میراث فرهنگی، سلامت، کشاورزی، اقتصاد محلی و آینده زیستپذیری اصفهان گسترش پیدا کند. بنابراین، خبرنگار محیط زیست باید بتواند این زنجیره را برای مردم و مسوولان تبیین کند و صدای کارشناسان را به گوش تصمیمگیران برساند.
در این میان، یک نقد نیز همواره متوجه خبرنگاران این ۲ حوزه است: اینکه مسائل را بزرگنمایی میکنند. نمیتوان منکر این شد که در هر حوزهای ممکن است رفتارهای غیرحرفهای، اغراق یا بزرگنمایی اتفاق بیفتد و چنین رویکردی نهتنها به اعتبار رسانه آسیب میزند، بلکه حتی میتواند آفت مسائل میراث فرهنگی و محیط زیست هم باشد اما نباید هر مطالبهگری و هشدار رسانهای را با عنوان بزرگنمایی کنار گذاشت.
بسیاری از مسائل میراث فرهنگی و محیط زیست، ذاتاً نیازمند ایجاد حساسیت عمومی هستند. وقتی یک آسیب جدی، سالها نادیده گرفته میشود یا دستگاههای مسوول در حل یک مساله با کندی مواجهاند، رسانه باید بتواند آن موضوع را به مطالبه عمومی تبدیل کند. وظیفه خبرنگار این نیست که برای آرام نگه داشتن فضا، بحران را کوچک جلوه دهد؛ وظیفه او بیان دقیق، مستند و حرفهای واقعیت است. البته این مسوولیت، خبرنگار را از اخلاق حرفهای و دقت علمی بینیاز نمیکند. اتفاقاً در حوزههایی مانند میراث فرهنگی و محیط زیست، خبرنگار باید بیش از هر حوزه دیگری مراقب صحت اطلاعات، استفاده از منابع معتبر، شنیدن دیدگاههای مختلف و پرهیز از اغراق باشد؛به واقع تخصص و دقت باید در کنار مطالبهگری قرار بگیرد.
در روز خبرنگار شاید یکی از مهمترین مطالبات ما برای حوزه میراث فرهنگی و محیط زیست اصفهان، حفظ و تقویت خبرنگاری تخصصی باشد. اصفهان به خبرنگارانی نیاز دارد که هم میراث فرهنگی را بشناسند و هم محیط زیست را؛ خبرنگارانی که بتوانند فراتر از انتشار خبرهای روزمره، مسائل را ریشهیابی کنند، به سراغ کارشناسان بروند، اسناد را بررسی کنند، تناقضها را آشکار کنند، مطالبهگری کنند و در نهایت راه را برای گفتوگوی کارشناسی میان جامعه، مسوولان و متخصصان باز کنند.








