باز هم زلزله روی نیمکت ذوب آهن؛ باز هم تغییر سکاندار گاندوها؛ آن هم برای دومین بار در ظرف کمتر از یک ماه! طنز تلخ ماجرا هم آنجاست که پیش از شروع نقل و انتقالات لیگ ۲۶ کرسی نشینان باشگاه اصفهانی وعده داده بودند که ذوبی ها فصل جدید را با ثبات روی نیمکت استارت خواهند زد؛ اما در هشتمین روز از اولین ماه داغ تابستانی با خلف وعده، ردای مربیگری را از تن جلال امیدیان در آوردند و سیروس پورموسوی را به عنوان سکاندار جدید سبز و سفیدپوشان اصفهانی در لیگ بیست و ششم انتخاب و معرفی کردند.
حتی این بار هم خبری از ثبات روی نیمکت ذوبی ها نبود و پیش بینی ما درباره احتمال تغییر سرمربی گاندوها برای بار دیگر؛ آن هم پیش از به صدا در آمدن سوت آغاز لیگ بیست و ششم، اتفاقی که در فوتبال ایران بی سابقه نیست، به حقیقت پیوست. جالب تر آنجاست که مدیرعامل باشگاه اصفهانی پیش از این اعلام کرده پورموسوی با رأی کامل هیئت مدیره و از لیست ۳۶ نفره مربیان ایرانی و خارجی به عنوان سرمربی جدید گاندوها انتخاب شده است اما ظرف کمتر از یک ماه همان مربی که از آن لیست بلند و بالا و با رأی کامل مدیران ذوب برگزیده شده بود به درب خروج از باشگاه هدایت شد و جای خود را به عبدا… ویسی داد تا در فاصله ای کمتر از یک ماه، ۲ زلزله نیمکت گاندوها را به لرزه در آورد. با وجود این زلزله های پی درپی هیچ بعید نیست بی ثباتی روی نیمکت یکی از باسابقه ترین باشگاه های فوتبال ایران تا پایان فصل ادامه داشته باشد. هرچند مدیرعامل باشگاه در خصوص علت این جدایی زودهنگام اعلام کرد که سیروس پورموسوی شخصاً درخواست جدایی داده و ادامه همکاری با ذوب آهن به خواست خود این مربی منتفی شده اما این موضوع هم در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد نمی کند و بی ثباتی مهمترین رقیب ذوبی ها پیش از شروع فصل جدید شده است.
نکته جالب اینکه پورموسوی و ویسی شباهت های قابل توجهی با یکدیگر دارند؛ هر دو از فوتبال جنوب برخاسته اند، هر دو سابقه هدایت استقلال خوزستان را در کارنامه خود ثبت کرده اند و هر دو متولد اولین ماه سال ۱۳۵۰ هستند؛ با این حال، یک تفاوت مهم میان این دو همقطار خوزستانی وجود دارد: عبدا… ویسی یکی از معدود مربیان ایرانی است که سابقه قهرمانی در لیگ برتر را در کارنامه دارد؛ قهرمانی تاریخی با استقلال خوزستان در لیگ پانزدهم که هنوز هم یکی از بزرگ ترین شگفتی های تاریخ فوتبال باشگاهی ایران محسوب می شود. شاید همین کارنامه، مدیران ذوب آهن را مجاب کرده که پس از جدایی پورموسوی این بار سکان هدایت تیم خود را به «پپ ایرانی» بسپارند. جالب آنکه ویسی پس از کسب جام طلای ۱۵ با استقلال خوزستان، این تیم را ترک کرد و پورموسوی که دستیار اول وی بود در لیگ شانزدهم جانشین ویسی شد و حالا پس از حدود یک دهه، تاریخ در لیگ بیست و ششم تکرار شده؛ منتها این بار این ویسی است که جانشین پورموسوی شده؛ آن هم روی نیمکت ذوب آهن؛ آن هم در حالی که کمتر از سه هفته تا آغاز لیگ مانده و نیمکت ذوبی ها برای بار دوم دستخوش تغییر شده است. البته باز هم به شرط آنکه پیش از به صدا در آمدن سوت آغاز لیگ دوباره گسل بی ثباتی فعال نشود و زلزله ۸ ریشتری نیمکت سبزها را نلرزاند.
با این فرمان که ذوب آهن درپیش گرفته در شرایطی که اکثر تیم های لیگ برتر بخش عمده نقل و انتقالات خود را در بازار تابستانی انجام داده اند، گاندوها هنوز اندر خم کوچه اول مانده اند. ذوب آهن نه تنها هنوز نتوانسته فعالیت مؤثری در این بازار پرهیاهو انجام دهد بلکه دو دروازه بان اصلی و کلیدی خود را به نفع رقبا از دست داده؛ موضوعی که می تواند در فصل پیش رو برای گاندوها بحران ایجاد کند، فرقی هم ندارد سکان هدایت این تیم در دستان کدام مربی باشد.
اگرچه ویسی از تجربه کافی برای کار در چنین شرایطی برخوردار است؛ اگرچه این سرمربی ۵۵ ساله نشان داده که می تواند با تیم هایی که از نظر امکانات و بودجه در مضیقه هستند نیز نتایج قابل قبولی بگیرد اما پرواضح است که حتی موفق ترین مربیان لیگ هم بدون در اختیار داشتن زمان کافی برای اجرای برنامه های خود، شانس چندانی برای موفقیت ندارند. باید مدعی شد کارنامه درخشان سال ها پیش ویسی زمانی به کمک گاندوها خواهد آمد که فرصت اجرای برنامه هایش را داشته باشد؛ فرصتی که مدیران باشگاه ذوب آهن در سال های اخیر کمتر در اختیار سرمربیان خود قرار داده اند. وقتی کرسی نشینان باشگاه در فاصله کمتر از یک ماه، دو بار دست به تغییر سکاندار تیم خود می زنند(چه به خواست خود و یا به خواست مربی)؛ آن هم در حالی که وعده ثابت در کادر فنی داده بودند، طبیعی است که امید به برنامه ریزی بلند مدت برای این تیم کمرنگ شود. با وجود این نیمکت لرزان، حتی اگر ویسی شانس بیاورد و تا پیش از شروع لیگ از سمت خود برکنار نشود، چه تضمینی وجود دارد که تا پایان فصل نیز همچنان سکان هدایت گاندوها در اختیار وی باشد؟
بدون شک زلزله هایی که کانون اکثر آنها اتاق مدیران باشگاه است و هر از گاهی نیمکت تیم را به لرزه در می آورد پیش از آنکه فرصت ساختن تیمی منسجم را به مربیان بدهد، همه چیز را ویران می کند. تا زمانی که ثبات برای مدیران باشگاه اصفهانی محلی از اعراب نداشته باشد، بعید است این جا به جایی پرشمار کُت مربیگری از شانه یک نفر به شانه نفر دیگر، تغییری در سرنوشت گاندوها ایجاد کند؛ مگر آنکه آنها را در گرداب بحران غوطه ور کند.
مرضیه غفاریان








