بالاخره شایعه ای که از زمستان سال گذشته درباره کوچ منجنیق گاندوها از اصفهان به روسیه بر سر زبان ها افتاده بود، در تابستان امسال رنگ واقعیت گرفت؛ مدافع اوت انداز لیگ برتر که سال هاست به لطف برخورداری از این سلاح خاص در فاز تهاجمی شهره شده است بالاخره چمدان هایش را به مقصد سرزمین تزارها بست. اگرچه در بازار زمستانی نام «اسپارتاک مسکو» به عنوان مشتری نادر محمدی مطرح شده بود اما او حالا به «اسپارتاک کوستروما» پیوسته است. جالب آنجاست که تفاوت این دو باشگاه فقط به متفاوت بودن نام شهرهایشان که یکی پایتخت روسیه است و دیگری یکی از شهرهای واقع در فدراسیون روسیه، محدود نمی شود بلکه تفاوت جایگاه این دو «اسپارتاک» در فوتبال باشگاهی روسیه از زمین تا آسمان است؛ یکی از قدرتمندترین تیم های لیگ برتر روسیه و دیگری تیمی است که در لیگ یک این کشور حضور دارد و فصل گذشته را با ایستادن در رده ششم این رقابت ها به پایان رسانده است.
اما خدا را چه دیدید؟ شاید سرانجام پرتاب های نادرِ نادر محمدی در لیگ یک روسیه سکوی پرتاب او از کوستروما به پایتخت روس ها و یا حتی به تیم های معتبرتر اروپا شد. پربیراه نیست اگر مدعی شویم فوتبال روسیه به دلیل سبک فیزیکی، نبردهای هوایی پرشمار و سخت و پرس های خردکننده در محوطه جریمه، آزمونی سخت برای هر مدافعی است؛ با این حال، همین فضا می تواند بستری ایده آل برای عرض اندام مدافع ۲۸ ساله کشورمان باشد.
اگر مدافع سابق ذوب آهن بتواند در لیگ یک روسیه و تیم جدیدش جای پای خود را محکم کند، احتمال دیده شدن او دستکم توسط تیم های لیگ برتری روسیه افزایش می یابد. از جمله مزیت های حضور او در لیگ یک هم آن است که در این رده از فوتبال باشگاهی حداقل می توان انتظار داشت به محمدی فرصت بازی و خودنمایی بیشتری برسد. از اینها گذشته قابلیت اوت اندازی نادر که در بسیاری از مواقع کارکردی مشابه ضربات کرنر دارد در لیگی که در آن حساب ویژه ای روی ضربات ایستگاهی می شود، می تواند کفه ترازو را به سود این مدافع ایرانی در رقابت با همپستی هایش سنگین کند.
با وجود این نباید این نکته را هم نادیده گرفت که کارنامه حضور مدافعان ایرانی در فوبتال روسیه چندان درخشان، پربار و امیدوارکننده نیست؛ از سعید عزت اللهی، هافبک دفاعی ملی پوش گرفته که در ۵ سال حضورش در روستوف هرگز به مهره ای ثابت برای این تیم تبدیل نشد و مدیران این باشگاه روس بیشتر برای درآمدزایی از عزت اللهی مدام این مهره دفاعی خود به تیم های مختلف قرض می دادند تا امیرحسین ریوندی، مدافع ۲۲ ساله کشورمان که او نیز پس از انتقال به زسکا مسکو فقط دو بار فرصت بازی برای این تیم را پیدا کرد و سپس به عنوان یار قرضی راهی تیم های بخارا ازبکستان و جارون زاگرب شد. همین دو مورد بهترین شاهد بر این مدعاست که مدافعان ایرانی برای موفقیت و عرض اندام در فوتبال در سرزمین تزارها مسیری صعب العبور در پیش دارند.
در این میان اما میلاد محمدی تنها مهره دفاعی کشورمان بود که حضور در لیگ برتر روسیه برایش خوش یمن بود؛ این مدافع چپ ایرانی با تثبیت جایگاه خود در خط دفاعی تیم «احمد گروژنی»، نه تنها چند فصل موفق را در لیگ روسیه پشت سر گذاشت، بلکه عملکرد درخشانش در این رقابت ها، مسیر را برای حضور او در فوتبال بلژیک و همچنین تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی خط دفاعی تیم ملی هموار کرد.
حالا نادر محمدی در ۲۸ سالگی، در دو راهی سختی قرار گرفته است. از یک سو شاید اسپارتاک کوستروما از نظر اعتبار و جایگاه قابل قیاس با اسپارتاک مسکو نباشد؛ شاید اسپارتاک کوستروما مانند اسپارتاکِ پایتخت نشین نام دهان پرکنی نداشته باشد اما می تواند برای این مدافع ایرانی همان سکوی پرتابی باشد که سال ها پیش احمد گروژنی برای میلاد محمدی بود. اگر نادر بتواند خود را به سرعت با فشارهای فیزیکی و سرعتِ فوتبال روسیه سازگار کند و برگ برنده اش یعنی همان اوت های بلند و مخوفش را به درستی به کار بگیرد، رسیدن به سطح اول فوتبال روسیه حتی تیم های معتبر اروپایی برای او دور از دسترس نخواهد بود. هیچ بعید نیست نادر محمدی مانند میلاد محمدی بتواند دومین محمدی موفق در سرزمین تزارها و دومین مدافع ایرانی اثرگذار شاغل در فوتبال روسیه نام بگیرد و حتی با درخشش در این رقابت ها سکاندار تیم ملی را هم مجاب به دعوت از خود به اردوهای ملی کند.
اما از سوی دیگر هم هیچ بعید نیست این مدافع ۲۸ ساله به سرنوشت سایر همقطاران هموطنش در روسیه دچار شود و همچون عزت اللهی و ریوندی مدام از تیمی به تیمی دیگر و از کشوری به کشوری دیگر منتقل شود.
فعلاً توپ در زمین نادر محمدی است. مدافع سابق گاندوها باید ثابت کند که اگرچه از اسپارتاکِ گمنام لیگ یک روسیه تا اسپارتاکِ پایتخت نشین و یکی از مدعیان همیشگی لیگ برتر این کشور، فرسنگ ها فاصله وجود دارد اما همین فاصله را نیز می توان با استمرار، پشتکار، درخشش در میدان و عملکرد دندانگیر قدم به قدم طی کرد و پشت سر گذاشت؛ مأموریتی که اگرچه سخت است اما غیرممکن نیست.
مرضیه غفاریان








