- روزنامه زاینده رود - https://zayanderoodonline.ir -

نیمکت سبزی که آرام و قرار ندارد!

نیمکت ذوب آهن بار دیگر به محمد ربیعی رسید؛ سرمربی جوانی که طی ۲ فصل متوالی که هدایت سبزپوشان را بر عهده داشت این تیم را به ترتیب در لیگ ‌های بیست ‌و سوم و بیست و چهارم به رتبه های پنجم و ششم جدول رساند. حالا پس از جدایی او در پایان فصل گذشته و عبور ۴ مربی از نیمکت ذوب آهن در این مدت کوتاه، سکان هدایت گاندوها دوباره به مربی ای سپرده شده که پیش تر توانسته بود ثبات نسبی را به تیمی با محدودیت ‌های مختلف بازگرداند؛ اما چرا ذوب آهن باید چنین مسیر پرهزینه و فرساینده ‌ای را طی کند و تصمیم بگیرد دوباره با ربیعی از صفر شروع کند؟ اگر این سرمربی گزینه مناسبی برای هدایت ذوب آهن بود، چرا کرسی نشینان باشگاه در پایان دو فصل پیش تلاش نکردند او را در اصفهان نگه دارند؟

وقتی ربیعی در پایان لیگ بیست ‌و چهارم ردای سرمربیگری سبزوسفیدپوشان اصفهانی را از تن درآورد، تیمش دو فصل متوالی در نیمه بالایی جدول قرار گرفته بود، چنین کارنامه ‌ای ایجاب می کرد مدیران باشگاه ذوب، تمام تلاش خود را برای جلب رضایت او و ادامه همکاری با این سرمربی به کار بگیرند. اما اگر آنها در آن مقطع به این نتیجه رسیده بودند که مسیر فنی ربیعی دیگر پاسخگوی اهداف باشگاه نیست و یا اینکه به هر دلیل دیگری ولو با وجود اصرار او بر جدایی، تمایلی به ادامه همکاری با ربیعی نداشتند، دستکم انتظار می ‌رفت با ارزیابی دقیق و ترسیم برنامه ‌ای روشن برای آینده گاندوها، سراغ گزینه ‌ای بروند که بتواند تیم را یک گام جلوتر ببرد؛ نه اینکه در فاصله چند ماه، ۴ مربی به باشگاه آمدوشد کنند و سرانجام دوباره ربیعی در قامت سرمربی روی نیمکت ذوبی ها بنشیند و اینتیم به همان نقطه اول بازگردد.

جالب آنجاست که ربیعی در نشست خبری پیش از نخستین بازی خود در آغاز مأموریت دوباره اش در رأس کادر فنی ذوب آهن، از بیش از ۲۰۰ تماس در ۷۲ ساعت پرده برداشت و گفت احساس کرده که باشگاه و هواداران به کمک او نیاز دارند. این اظهارات نشان می‌دهد که دستکم بخشی از هواداران ذوب ‌آهن مصرانه خواستار بازگشت ربیعی به این تیم بوده اند؛ همانهایی که در پایان فصل بیست ‌و چهارم، با وجود قرار گرفتن تیم محبوبشان در رتبه ششم جدول با هدایت ربیعی، بر جدایی او پافشاری داشتند. حالا اما پس از ناکامی گاندوها در دوران پس از ربیعی و سقوط این تیم باریشه و پرافتخار اصفهانی به رده ‌های پایین جدول، همان طرفداران منتقد و معترض، فانوس به دست به دنبال سرمربی پیشین گشته ‌اند؛ تا جایی که با شعار علیه ویسی وسردادن نام ربیعی روی سکوها و در پیج های هواداری، مدیران باشگاه را مجاب کردند ربیعی را به نیمکت ذوب ‌آهن بازگردانند.

طنز تلخ ماجرا اما اینجاست که همین هوادارانی که امروز با آغوش باز از ربیعی استقبال کرده ‌اند و حتی ربیعی پارافراتر گذاشته و به درهم تنیدگی قلبش با قلب آنها اشاره و اذعان کرده برای پذیرفتن سمت سرمربیگری ذوب برای بار دوم، به دعوت آنها لبیک گفته است؛ با این حال، آیا می‌توان مطمئن بود که این استقبال گرم، فردا روز دوباره جای خود را به اعتراض و سردادن شعارهای «حیا کن، رها کن» روی سکوهای ورزشگاه نخواهد داد؟ کافی است ذوب آهن در یکی دو مسابقه نتیجه مطلوبی نگیرد تا همان صداهایی که امروز خواهان بازگشت ربیعی بودند، بار دیگر در استادیوم فولادشهر علیه او طنین انداز شوند و تغییر سرمربی را از مدیران باشگاه مطالبه کنند. در چنین شرایطی، آیا کرسی نشینان ذوب آهن باز هم تسلیم فشارها خواهند شد و به سراغ گزینه ‌ای تازه می روند؟

با این دست ‌فرمانی که سردمداران ذوب آهن طی یکسال گذشته در پیش گرفته ‌اند و با جابه جایی مکرر مربیان روی نیمکت سبزوسفیدها، به نظر می رسد، ثبات در این تیم هیچ محلی از اعراب ندارد آن هم در حالی که گاندوها برای رهایی از بحران و بازگشت به دوران اوج بیش از هرچیز به همین ثبات در کادر فنی نیاز دارند که البته نباید به معنای مصونیت مربی از نقد و منع ارزیابی عملکرد او باشد. اما مدیران باشگاه باید معیارهای روشنی برای سنجش عملکرد کادرفنی داشته باشند، به آنها فرصت کافی و وافی برای اجرای برنامه ‌های خود بدهند و در برابر فشارهای مقطعی، مسئولانه تر تصمیم بگیرند. نمی توان با هر موج نارضایتی، سکاندار تیم را تغییر داد، صورت ‌مسئله را پاک کرد و انتظار داشت نتیجه ‌ای متفاوت به دست آید. این دور باطل اگر این بار نیز متوقف نشود، بعید نیست ذوب آهن چند ماه دیگر دوباره به همان نقطه آغاز بازگردد.

البته که بازگشت ربیعی به معنای تضمین موفقیت نیست. او خودش نیز مأموریت فعلی را دشوار توصیف کرده و هدف اصلی اش را نجات ذوب آهن دانسته است؛ مأموریتی متفاوت با روزهایی که این تیم را به رتبه ‌های پنجم و ششم جدول رساند؛ با این حال، شناخت ربیعی از باشگاه، بازیکنان و فضای فوتبال اصفهان می تواند در عبور از شرایط بحرانی کنونی به کمک او بیاید؛ به شرط آنکه این بار، فرصت کافی برای اجرای برنامه‌ هایش داشته باشد و از حمایت مدیریتی و هواداران برخوردار شود. حالا توپ در زمین مدیران باشگاه است تا با تصمیم گیری سنجیده، حمایت از سرمربی و مقاومت در برابر فشارهای مقطعی، زمینه ثبات را در این تیم اصفهانی فراهم کنند. ذوب آهن برای عبور از این وضعیت، برای رهایی از جمع قعرنشینان و برای بازگشت به دوران اوج بیش از هرچیز به اراده ‌ای جدی برای پایان دادن به آزمون ‌و خطاهای مدیریتی نیاز دارد و الا باز در برهمان پاشنه قدیمی خواهد چرخید و روز از نو، روزی از نو با سرمربی نو!

 

مرضیه غفاریان