- روزنامه زاینده رود - https://zayanderoodonline.ir -

وقتی در بر همان پاشنه قدیمی می چرخد

باز هم شکست تیم ملی و باز هم همان بهانه همیشگی: «روی اشتباهات فردی باختیم». اگر قرار باشد هر بار بعد از ناکامی، همه ‌چیز را به اشتباهات فردی بازیکنان نسبت بدهیم، پس نقش عملکرد تیمی، برنامه تاکتیکی و کیفیت کار گروهی در تیم ملی چیست؟

مشکل آنجاست که مدتهاست تیم ملی بیش از آنکه به ساختار و کار گروهی متکی باشد، به مهارت و توانایی فردی بازیکنانش وابسته است؛ اینکه یک بازیکن با تکنیک، خلاقیت یا نبوغ خودش گره بازی را باز کند و نتیجه را تغییر دهد و فراموش کرده ‌ایم فوتبال، بازی ۱۱ نفره است و نمی توان همه چیز را به درخشش چند بازیکن گره زدو الا همانطور که گاهی یک حرکت انفرادی و تکنیک ناب یک بازیکن می‌تواند بازی را برایمان دربیاورد، در مقابل کوچک ‌ترین اشتباه یک بازیکن کافی است تا این ساختار شکننده از هم بپاشد و نتیجه را به رقبا واگذار کنیم، همانطور که در بازی دوستانه ایران و ازبکستان این اتفاق افتاد.

بد نیست برگردیم به ۴ سال قبل و زمانی که سرمربی وقت تیم ملی پیش از جام جهانی ۲۰۲۲ در گفتگویی ضمن تمجید از کیفیت، تکنیک و استعداد بازیکنان ایرانی، از ضعفی مهم در فوتبال کشورمان نیز سخن گفت و به فقر تاکتیکی و پایین بودن میزان تاکتیک ‌پذیری بازیکنان ایرانی اشاره کرد. آن زمان این صحبت ‌های دراگان اسکوچیچ به مذاق خیلی ها خوش نیامد و حاشیه ‌ساز شد. اما از آنجا که ماه پشت ابر نمی ماند امروز آنچه سرمربی کروات چند سال پیش از آن به ‌عنوان ضعف ساختاری در فوتبال کشورمان پرده برداشته بود، بیش از هر زمان دیگری در زمین مسابقه قابل لمس و مشاهده است؛ آنقدر عیان که نه دیگر نیازی به بیان دارد و نه حتی نمی توان با توجیه روی آن سرپوش گذاشت!

در همین راستا، نباید از واکنش اخیر امیرخان چشم ‌پوشی کرد؛ همانجا که سرمربی فعلی تیم ملی پس از شکست شاگردانش در دیدار اخیر با شاهد مثال آوردن از اشتباه گلر بلژیک در جام جهانی، تأکید کرد که در همه جای دنیا بازیکنان مرتکب اشتباه می‌شوند و این بخشی جدایی ‌ناپذیر از فوتبال است. بله قلعه نویی درست می گوید اشتباه در فوتبال طبیعی است و بهترین بازیکنان دنیا هم توپ از دست می ‌دهند، در پاسکاری مرتکب اشتباه می شوند، در یارگیری جا می ‌مانند و گاهی هم با خطایی مرگبار زمینه فروریختن سنگر خودی را فراهم می سازند اما وقتی این اشتباهات فردی به وصله ناجور و تکراری تبدیل می ‌شود، دیگر نمی ‌توان آن را صرفاً با ماهیت فوتبال توجیه کرد؛ بلکه این همان ضعف ساختاری است که سال ‌ها پیش همقطار کروات قلعه نویی درباره اش هشدار داده بود و امروز با هر شکست جدید، دوباره خود را نمایان می کند.

در تیم واقعی و منسجم، ساختار تیمی به‌گونه‌ ای شکل گرفته که اشتباه یک نفر الزاماً به فروپاشی کل تیم و از دست رفتن نتیجه بازی منجر نمی‌ شود. در چنین تیمی، وقتی یک نفر مرتکب اشتباه می شود ۱۰ نفر دیگر می کوشند اشتباه هم تیمی‌ خود را پوشش دهند و اجازه نمی دهند یک لغزش به راحتی تمام نقشه ‌های تیم را بر باد دهد. بحث بر سر اشتباه کردن و طبیعی یا غیرطبیعی بودن آن در فوتبال نیست؛ مسئله این است که آنچه ما این روزها در تیم ملی کشورمان شاهدش هستیم، نبود همپوشانی و عملکرد تیمی است که باعث می ‌شود خطاهای فردی، به فاجعه‌ تیمی تبدیل شود و مانند دومینو، کل ساختار داشته و نداشته تیم را از هم می ‌پاشد!

از طرفی، اگر این اشتباهات را ملی پوشان جوان مرتکب می ‌شدند، می گفتیم که این تبعات جوانگرایی است؛ هزینه ‌ای که باید آن را بپردازیم تا برای آینده فوتبال این مرز و بوم سرمایه‌گذاری کنیم. دستکم دلمان به این خوش بود که جوانان با این اشتباهات تجربه کسب می کنند و درس عبرت می گیرند برای بیمه کردن تیم ملی برای سال های آتی.

اما وقتی همان اشتباهاتی که به قول ژنرال بچه‌گانه هم بودند، از باتجربه ‌ترین بازیکنان تیم سر می زند، دیگر نمی ‌توان پرونده ناکامی اخیر یوزهای ایرانی را با برچسب اشتباهات فردی بست و از کنار آن به سادگی گذشت. اگر قرار است تجربه بازیکنان هم نتواند جلوی تکرار چنین اشتباهاتی را بگیرد، پس چه اصراری بر این است که این ستاره های مسن خطاکار همچنان پای ثابت اردوهای تیم ملی باشند، آنقدر که حتی در بازی های دوستانه هم نتوان از خیر(!) حضور آنها گذشت؟

مگر غیر از این است که خود امیرخان هم تأکید کرده بازی ‌های تدارکاتی فرصتی برای پیدا کردن ایرادها و برطرف کردن نقاط ضعف پیش از مسابقات اصلی است؟ اگر چنین است، چرا این فرصت را در اختیار جوان تر‌ها قرار نمی دهیم؟ چرا باز هم همان امتحان پس داده های قدیمی را به میدان می فرستیم و از آزمودن جوان ‌ها واهمه داریم؟ ما که قرار است بعد از هربازی تاوان اشتباهات فردی و بچه گانه را بدهیم چرا آن را صرف تغییر نسل و جوانگرایی نمی کنیم؟ چه اصراری داریم که در بر همان پاشنه قدیمی و فرسوده بچرخد؟

 

مرضیه غفاریان