یکی نیست از کادر فنی تیم ملی بپرسد: بالاخره با خودتان چند چندید؟ بهتر نیست اول حرف هایتان را یک کاسه کنید و بعد درباره چرایی دعوت شدن یا نشدن برخی بازیکنان به تیم ملی اظهارنظر کنید؟ وقتی معیار شما برای حضور عده ای از بازیکنان مورد اعتمادتان در تیم ملی آمادگی بدنی و توانایی فنی آنها معرفی می شود و در مقابل ملاکتان در این مورد برای دسته ای دیگر از بازیکنان که با وجود کیفیت بالا و درخشش در تیم های باشگاهیشان همواره مورد غضب سکانداران تیم ملی قرار گرفته اند رفتار و حاشیه های آنها معرفی می شود، معلوم نیست بالاخره با خودتان چندچندید و قاعده بازیتان چیست؟
سعید الهویی، دستیار قلعه نویی درباره دعوت نشدن الهیار صیادمنش گفته است که یکسری رفتارهای این بازیکن باعث شده در فهرست تیم ملی قرار نگیرد. درباره علت غیبت مهدی قایدی هم در فهرست اخیر مدعوین امیر هم شنیده می شود که موضوع فنی نیست و برخی حواشی و اظهارنظرهای این بازیکن پس از جام جهانی که گویا سرمربی تیم ملی را نشانه گرفته در تصمیم جدید ژنرال بی تأثیر نبوده؛ موضوعی که البته بهصورت رسمی تأیید نشده است.
از سوی دیگر اما وقتی تصمیم کادر فنی تیم ملی درباره دعوت از برخی بازیکنان پا به سن گذاشته مورد نقد قرار می گیرد، این بار الهویی تأکید می کند که در این باره آنچه اهمیت دارد آمادگی بدنی و کیفیت فنی این بازیکنان است. خب، بالاخره با خودتان چندچندید آقایان و فرمول دقیق شما برای دعوت به تیم ملی چیست؟!
اگر ملاک، رفتار و اخلاق بازیکنان است، چرا صرفاً درباره بعضی بازیکنان که از قضا بی حاشیه ترین ستاره های سال های اخیر فوتبال ایران بوده اند این معیار تا این اندازه جدی گرفته می شود که خودشان هم نمی دانند کی و کجا و چه رفتار غیراخلاقی از آنها سرزده که با وجود آمادگی بالای بدنی مدتهاست مورد غضب سرمربی تیم ملی قرار گرفته و از حضور در تیم ملی محروم می شوند.
طنز تلخ ماجرا هم آنجاست که در مقابل، بازیکنی که به واسطه رفتارهای پرحاشیه اش در میادین فوتبال برای بسیاری از هواداران شناخته شده است، علیرغم کارنامه سنگین رفتارهای غیرورزشی اش، همواره پای ثابت اردوهای تیم ملی است. اگر قرار است رفتار بازیکن در تصمیم نهایی کادر فنی اثرگذار باشد، این معیار باید برای همه یکسان باشد؛ نه اینکه برای یکی خط قرمز باشد اما برای سوگولی ها کوچک ترین محلی از اعراب نداشته باشد.
اگر هم ملاک، صرفاً مسائل فنی و آمادگی بدنی بازیکنان است، تا جایی که کادر فنی در معادلات خود برای گنجاندن نام آنها در فهرست مدعوین، به سن و سال و حاشیه هایشان هیچ وقعی نگذارد که سئوال درباره علت غیبت بازیکنانی مثل قایدی، صیادمنش و حسیننژاد در این لیست جدی تر می شود؛ به خصوص وقتی وعده جوانگرایی داده شده و کادرفنی هم تأکید کرده که پشت انتخاب هر بازیکن، اطلاعات و بررسی های متعددی درباره شرایط فنی و بدنی او وجود دارد؛ با این حال، معلوم نیست چرا تیم ملی باید از حضور این ستاره های جوان و مستعد محروم بماند و این بازیکنان چرا باید هر بار به بهانه ای تازه پشت درهای تیم ملی بمانند؟
اگر کیفیت فنی و آمادگی بدنی معیار اصلی است، توضیح روشن درباره کنار گذاشتن بازیکنی که در تیم باشگاهی اش آماده و اثرگذار بوده، ضروری است و اگر مسائل رفتاری نیز در این تصمیم دخیل است، این فرمول باید درباره همه بازیکنان با یک استاندارد واحد اعمال شود.
طبیعی است که کادر فنی حق دارد بازیکنان موردنظرش را انتخاب کند و همه جزییات تصمیماتش را هم الزاماً رسانه ای نکند. هیچکس هم مدعی نیست که سرمربی تیم ملی باید برای تک تک انتخاب هایش به افکار عمومی پاسخ دهد؛ اما وقتی دستیار سکاندار تیم ملی در پاسخ به علت انتخاب نشدن عده ای از ستاره ها، پای رفتار آنها را وسط می کشد و در واکنش به انتقادات درباره حضور برخی بازیکنان مسن یا بعضی بازیکنان پرحاشیه، روی آمادگی بدنی و کیفیت فنی آنها زوم می کند، طبیعی است که افکار عمومی بخواهد بداند بالاخره معیار اصلی و ثابت کادرفنی برای انتخاب ملی پوشان چیست و آیا این ملاک برای همه بازیکنان به یک شکل اجرا می شود یا نه؟
چه اینکه مسئله فقط دعوت شدن یا نشدن این بازیکن و آن بازیکن خاص نیست. مسئله، فراتر از نام هاست. فوتبالدوستان ایرانی می خواهند بدانند وقتی پای تیم ملی کشورشان در میان است، قاعده بازی کادر فنی چیست؟!
مرضیه غفاریان