باز هم اللهیار و باز هم گلزنی برای لخ پوزنان. مهره هجومی ایرانی تیم لهستانی که در عین ناباوری در فهرست قلعه نویی برای جام جهانی ۲۰۲۶ قرار نگرفت حالا چهارمین گلش را برای تیم باشگاهی جدید خود در هشتمین بازی فصل به ثمر رساند تا در صدر برترین گلزنان لخ پوزنان قرار بگیرد. صیادمنش ۳۸۲ دقیقه برای تیمش در لیگ برتر لهستان به میدان رفته و ۴ گل به ثمر رسانده؛ یعنی هر ۹۶ دقیقه یک گل تا برای بار دیگر فوتبالدوستان کشورمان بابت غیبت این وینگر مستعد جوان در ترکیب یوزهای ایرانی در جام جهانی حسرت بخورند. بازیکنی که هر بار فرصت بیشتری برای خودنمایی پیدا کرده، نشان داده می تواند یکی از گزینه های قابل اتکا برای فوتبال ایران در خط حمله باشد.
اما داستان فقط به اللهیار صیادمنش و نادیده گرفته شدن او از سوی کادر فنی ایران برای حساس ترین تورنمنت جهانی فوتبال ختم نمی شود. دنیس درگاهی، مهاجم دورگه ای که برخلاف اللهیار، حضورش در فهرست تیم ملی برای جام جهانی با انتقادهایی همراه شد و در نهایت حتی یک ثانیه هم فرصت بازی در این رقابت ها را پیدا نکرد، این روزها با درخشش خود به یکی از چهرههای مؤثر خط حمله استاندارد لیژ تبدیل شده و دوباره بر سر زبان ها افتاده است. این مهاجم ۲۹ ساله در شروع فصل جدید طی ۶ مسابقه ۴ بار پایش به گل باز شده و با ۳۹۲ دقیقه حضور در سوپرلیگ بلژیک، به طور میانگین هر ۹۸ دقیقه یک گل به ثمر رسانده است.
اما آمار امیدوار کننده مهره های هجومی کشورمان فقط به این دو لژیونر ایرانی و فقط به لیگ های آن سوی آب ها خلاصه نمی شود. در لیگ برتر ایران هم برخلاف فصل های اخیر، چند مهاجم شروعی امیدوارکننده داشته اند؛ از امیرحسین حسین زاده مهاجم ۲۵ ساله تراکتور که با ۴ گل در ۷ هفته در صدر برترین گلزنان لیگ قرار گرفته تا علی علیپور که با ۳ گل و ۳ پاس گل در ۶ بازی یکی از بهترین مهره های هجومی پرسپولیس بوده است. از این دو بازیکن که حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ را هم تجربه کرده اند بگذریم رقابت در لیگ برتر برای حضور در خط حمله تیم ملی حالا بسیار جدی تر از گذشته شده؛ رقابتی تنگاتنگ که نسل جوان نیز در آن سهم قابل توجهی به خود اختصاص داده اند.
از کسری طاهری مهاجم ۲۰ ساله سپاهان گرفته تا سحرخیزان مهاجم ۲۳ ساله و اسماعیل قلی زاده هافبک ۲۰ ساله استقلالی ها از امیرحسین جولانی هافبک ۲۰ ساله فولاد گرفته تا پوریا شهر آبادی مهاجم ۲۰ ساله پرسپولیس و رضا مرزبان مهاجم ۲۰ ساله ملوانان.
همه این مهره های هجومی کم سن و سال که تا به اینجای رقابت ها نام خود را در فهرست مهاجمان ۲ گله لیگ گنجانده اند بهترین شاهد بر این مدعا هستند که وقت آن رسیده که سرمربی تیم ملی فوتبال همان کاری را انجام دهد که روبرتو پیاتزا در والیبال ایران انجام داد.
امیر قلعه نویی می تواند از همین امروز همان راهی را برود که سرمربی ایتالیایی بلندقامتان کشورمان، دو سال پیش در آن قدم گذاشت. پیاتزا نشان داد برای تغییر نسل نباید همیشه منتظر یک دوره چند ساله ماند؛ او از همان ابتدای مأموریت خود، با تصمیم هایی جسورانه، چند بازیکن باتجربه را کنار گذاشت و به جوان ترها اعتماد کرد؛ تصمیمی که اگرچه هزینه هایی هم بابت آن پرداخت اما در نهایت تیمی ساخت که با وجود کم تجربه بودن تا فینال قهرمانی آسیا پیش رفت و با وجود شکست مقابل ژاپن در گام آخر و بسنده کردن به مدال نقره، نمایش قابل قبولی از خود ارائه کرد و دستکم تحسین والیبالدوستان ایرانی را بر انگیخت. البته نقدی که امروز به پیاتزا وارد می شود این است که شاید این سرمربی ۵۸ ساله در مقاطع حساس، به ویژه در مسابقات قهرمانی آسیا که آخرین فرصت ایران برای نزدیک شدن به سهمیه المپیک لسآنجلس بود، می توانست تعادل بیشتری بین جوانگرایی و استفاده از بازیکنان باتجربه برقرار کند؛ چنانکه برخی معتقدند حضور مهره هایی مثل میلاد عبادی پور، آرمان صالحی و امیرغفور می توانست در دریافت و مدیریت فشار مسابقات به تیم کمک کند.
با این حال، این انتقاد نباید اصل ایده جوانگرایی را زیر سئوال ببرد. شاید اگر پیاتزا تغییر نسل را با شیب ملایم تری استارت می زد، ایران امروز شانس بیشتری برای حضور در المپیک داشت؛ اما در مقابل، عده ای هم بر این باورند که پروژه جوانگرایی رابی حتی اگر به قیمت حذف قطعی ایران از المپیک تمام شود هم ارزش این ریسک را دارد؛ چه اینکه می تواند تیم ملی والیبال کشورمان را برای چندین سال دیگر بیمه کند.
البته سامورایی ها که با شکست دادن ایران بر سکوی نخست والیبال آسیا ایستادند، سالهاست تغییر نسل را نه یکباره و باکنار گذاشتن ناگهانی ستاره های باتجربه، بلکه با وارد کردن تدریجی بازیکنان جوان به ترکیب تیم ملی والیبال ژاپن در کنار نسل قبلی دنبال می کنند؛ روشی که به ژاپن اجازه داده همزمان با حفظ ستون های باتجربه، نسل بعدی خود را نیز برای حضور در بالاترین سطح آماده کند و نتیجه این سیاست، تیمی شد که ضمن حفظ ثبات و تجربه، به تدریج جوان تر شد و در سال های اخیر به یکی از قدرت های اصلی والیبال جهان تبدیل شده است.
حالا فوتبال ایران هم به جسارتی از همین جنس نیاز دارد. وقتی اللهیار صیادمنش در لهستان هفته به هفته گل می زند، حسین زاده همچنان به درخشش خود در تراکتور ادامه می دهد و پشت سر آنها جوانانی چون کسری طاهری، سحرخیزان، اسماعیل قلی زاده، حسین نژاد، محمد مهدی محبی، جولانی و شهرآبادی در حال قد کشیدن هستند، دیگر نمی توان پروژه جوانگرایی و تغییر نسل در تیم ملی فوتبال را به بهانه نداشتن بازیکن باکیفیت به تعویق انداخت. این ستاره ها و استعدادهای کم سن و سال با عملکردشان نشان داده اند که فوتبال این مرز و بوم با کمبود بازیکن جوان مستعد مواجه نیست؛ آنچه کم داریم، جرأت ریسک پذیری و اعتماد کردن به نسلی است که پشت درهای تیم ملی منتظر کوچک ترین فرصت برای خودنمایی ایستاده است.
جام ملت های آسیا می تواند نخستین ایستگاه این تغییر نسل باشد. بهترین زمان برای آنکه ژنرال بدون شتاب زده عمل کردن در کنار گذاشتن ستون های باتجربه خود، به نسل تازه هم اطمینان کرده و از حضور آنها نیز در ترکیب تیم خود بهره کافی و وافی ببرد. سرمربی تیم ملی باید از همین امروز ساختن تیمی را آغاز کند که در سال های آینده فوتبال کشورمان را بیمه کند؛ ولو این جوانگرایی به قیمت ناکامی ایران از ایستادن بر سکوی نخست فوتبال آسیا هم تمام شود؛ از سیاهی بالاتر که رنگی نیست؟ در دوره گذشته نیز تیم ملی با وجود در اختیار داشتن یکی از باتجربه ترین تیم ها، از راهیابی به فینال هم بازماند؛ ما که قبلاً آب از سرمان گذشته، دیگر چه فرقی می کند یک وجب باشد یا چند وجب! حالا که با وجود تکیه بر ستاره های باتجربه طعم ناکامی در قهرمانی را چشیده ایم یک بار هم شده تاوان جوانگرایی را بپردازیم.
مرضیه غفاریان