به نظر می رسد محمدمهدی محبی، حب شدیدی به آمد و شد به سپاهان دارد. این وینگر در بازار تابستانی لیگ بیست و سوم از رفسنجان به اصفهان آمد و بعد از یک فصل درخشش در سپاهان در بازار تابستانی فصل پیش ساز جدایی کوک کرد و دوباره دست از پا درازتر و این بار در بازار زمستانی از امارات به نصف جهان بازگشت و حالا دوباره فصل نقل و انتقالات رسیده و خبر می رسد محبی از جمع طلایی پوشان این دیار جدا شده است.
محمدمهدی محبی دو فصل پیش از مس رفسنجان جدا شد و به سپاهان پیوست و با نمایش های درخشانش در تیم اصفهانی نه تنها به مهره ای کلیدی در ترکیب زردپوشان دیار زاینده رود تبدیل شد، بلکه کادر فنی تیم ملی را نیز متقاعد به حضور خود در جمع ملی پوشان در آن برهه کرد. طبیعی بود که با این عملکرد درخشان و تأثیرگذار در سپاهان پیش از پایان آن فصل مشتریان زیادی برای به خدمت گرفتن این مهره کلیدی پشت درب باشگاه اصفهانی به صف شوند و در نهایت محبی فصل پیش با استفاده از بند فسخ قراردادش از جمع طلایی پوشان نصف جهان جدا و راهی شیخ نشین امارات شد بلکه درخشش در تیم اتحاد کلباء سکوی پرتاب او به تیم های معتبر اروپایی شود؛ انتقالی که اگرچه در ظاهر یک گام رو به جلو به نظر میرسید اما نتیجه ای معکوس دربرداشت. محبی نه تنها نتوانست جایگاه ثابتی در ترکیب اتحادکلباء پیدا کند، بلکه حتی مدتی از تمرینات تیم اصلی نیز کنار گذاشته شد. همین اتفاق باعث شد تنها چند ماه بعد و در فصل نقل و انتقالاتی نی مفصل به صورت قرضی دوباره به سپاهان بازگردد؛ با این امید که با احیای دوباره خود در اصفهان، بار دیگر به یکی از ستاره های فوتبال ایران تبدیل شود و نام خود را بر سرزبان ها بیاندازد.
اگرچه محبی در این بازگشت، شروع امیدوارکننده ای در تیم محرم داشت اما هرچه زمان گذشت، فاصله او با روزهای اوجش در لیگ ۲۴ بیشتر شد و حالا دوباره فصل نقل و انتقالات رسیده و خبر رسیده این بازیکن ۲۶ ساله چمدانش را بسته و راه خروج از باشگاه اصفهانی را در پیش گرفته است.
البته این بار نمی توان نقش مسائل مالی را در این جدایی نادیده گرفت؛ چه اینکه گفته می شود کرسی نشینان باشگاه اصفهانی برای دائمی شدن حضور محبی در سپاهان اقدام کرده اند اما درنهایت هزینه بالای انتقال قطعی و مسائلی از این دست، مانع از ادامه همکاری دو طرف شده است؛ با این حال، فارغ از علت جدایی دوباره این بازیکن از سپاهان، مهم آن است که تکرار این آمد و شدها باعث می شود محبی از ثبات که یکی از ارکان موفقیت و پیشرفت در فوتبال است فرسنگ ها فاصله بگیرد.
کمتر بازیکنی را می توان پیدا کرد که با تغییر مداوم تیم خود، در فوتبال حرفه ای به اوج رسیده باشد، حتی اگر انتقال های او، از نظر مالی نیز خیره کننده بوده باشند. بهترین و ملموس ترین شاهد بر این مدعا هم سرنوشت رضا شکاری است؛ یکی از بازیکنان هم پست محبی که پس از پدیده شدن در ۱۷ سالگی و در جمع سبزوسفیدهای اصفهانی با تصمیمی عجولانه راهی سرزمین تزارها شد؛ فوتبالیستی که مدام از این تیم به آن تیم پیوست و هر بار گمان میکرد مقصد بعدی سکوی پرتاب او خواهد بود اما در نهایت سال های طلایی فوتبالش را در رفت و آمد میان باشگاه های مختلف از دست داد؛ از روبین کازان روسیه گرفته تا تراکتور، از گل گهر سیرجان تا سپاهان و سرانجام به جایی رسید که پس از یک فصل ناموفق در پرسپولیس این بار نه به خواست خودش، بلکه با تصمیم کادر فنی و مدیران باشگاه تهرانی در فهرست خروج از جمع سرخپوشان پایتخت قرار گرفت. طنز ماجرا هم آنکه او پس از این اتفاقل با اشاره به اینکه «تا نگاه میکنی وقت رفتن است» از «چرخ بازیگر» بابت این جدایی از تیم محبوبش گله مند شد؛ در حالی که فراموش کرده بود بازیگر نقش اول این ماجرا خود اوست نه روزگار!
حالا محبی هم در همان مسیری قرار گرفته که پیش از این شکاری آن را پیموده است. البته شکاری نه نخستین بازیکنی بود که چنین راهی را در فوتبال ایران رفت و نه آخرین آنها خواهد بود؛ این سلسله سر دراز دارد و کم نبوده اند استعدادهای جوانی که با تغییرات پیاپی تیم خود و از این شاخه به آن شاخه پریدن های مدام، فرصت تثبیت جایگاه خود را از دست دادهاند؛ اما سرنوشت این قبیل بازیکنان برای نسل بعدی هیچ محلی از اعراب ندارد.
شاید بد نباشد که محمدمهدی محبی نگاهی به سرنوشت رضا شکاری و امثال او بیندازد تا چنین برگ تلخی از تاریخ در فوتبال برای او تکرار نشود و نام او به فهرست بلندبالای این قبیل ستاره ها که خیلی زود خاموش شدند افزوده نشود. شاید بد نباشد این وینگر ۲۶ ساله برخلاف بسیاری از هم نسلانش، از این تجربه ها درس عبرت بگیرد. مهم نیست مقصد جدید هافبک هجومی سابق سپاهان کدام شهر و چه تیمی باشد؛ مهم این است که او هر تصمیمی گرفت این بار در آن مصمم باشد و بار دیگر با فرارسیدن فصل نقل و انتقالات دوباره ساز جدایی کوک نکند. اگر قرار باشد محمد مهدی محبی هر فصل پیراهنی تازه بر تن کند، بعید است آن جایگاهی را که شایستگی آن را دارد در فوتبال به دست آورد. پربیراه نیست اگر مدعی شویم محبی با اصرار بر ادامه این روند و کوچ مداوم از این تیم به آن تیم از این شهر به آن شهر همچون شکاری به نقطه ای برسد که این بار حتی در صورت عدم تمایل او به جدایی کادر فنی تیم نامش را در فهرست مازاد قراردهد. آن وقت لابد او هم از «چرخ بازیگر» و اینکه «تا نگاه می کنی وقت رفتن است» شاکی خواهد شد و فراموش خواهد کرد روزی خودش حب شدیدی به رفتن داشته است.
مرضیه غفاریان