- روزنامه زاینده رود - https://zayanderoodonline.ir -

ضعفِ مهاجمان تیم ملی و آسیب پذیری خط دفاعی

این روزها درخشش مدافع راست ۳۶ ساله تیم ملی در دیدار اول ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نقل محافل ورزشی کشورمان شده است. هرچند گلزنی و پاس گل رامین در برابر نیوزیلند، یوزهای ایرانی را از شکست در گام اول این رقابت ها نجات داد، هرچند درخشش این مدافع با تجربه در فاز هجومی با توجه به نتیجه ای که در پی آن عاید شاگردان قلعه نویی شد در وهله اول خبر خوبی به نظر می رسد اما پربیراه نیست اگر مدعی شویم عملکرد درخشان مدافعان ایرانی در فاز هجومی هشدار بزرگی است که سال هاست آژیر خطر آن به صدا در آمده؛ هشداری درباره‌ ضعف ساختاری خط حمله در فوتبال ایران، نه فقط در تیم ملی که تیم های باشگاهی ما هم مدتهاست با این معضل دست و پنجه نرم می کنند.

وقتی یک مدافع، آن هم در ۳۶ سالگی، تبدیل به کلید گلزنی تیمش در مهمترین تورنمنت فوتبالی دنیا می ‌شود و علاوه بر آن برای همتیمی خود نیز موقعیت گلزنی خلق می کند شاید در ظاهر همه چیز عالی به نظر برسد: مدافعی با میل هجومی بالا، تکنیک مناسب و اعتماد به ‌نفس کافی برای اثرگذاری در دو فاز بازی. اما این فقط یک روی سکه است و روی دیگر آن گواهی است بر بیماری مزمنی که سال هاست دامنگیر فوتبال ایران شده است: بار گلزنی و درخشش در فاز هجومی بر دوش کسانی افتاده که مأموریت اصلی‌  آنها در مستطیل سبز گلزنی نیست. اگر قرار است مدافعان گل بزنند و گل بسازند و هافبک ها آنها را یاری دهند پس مهاجمان چه نقشی در تیم دارند؟

تلخ تر آنکه وقتی ضعف خط حمله آنقدر عمیق است که مجبوریم برای گلزنی به بازیکنی چشم بدوزیم که قرار است دیواری در برابر حملات حریف باشد اما به ناچار به خط آتش تیم خود اضافه می شود بلکه بار مهره های هجومی تیمش را به دوش بکشد شاید این مهره دفاعی همچون رامین از عهده این مهم به خوبی برآید اما در مقابل تیم در فاز دفاعی آسیب ‌پذیرتر می شود. وقتی مدافعان بیش از اندازه در محوطه جریمه حریف حضور پیدا کنند بدون شک ساختار دفاعی تیم خودی لطمه می ‌بیند و تیم مجبور می‌شود محافظه کارتر عمل کند.

بهترین شاهد بر این مدعا هم همین بازی ایران با نیوزیلند است؛ دیداری که اگرچه تیم قلعه نویی در آن با درخشش مدافع راستش به ۲ گل رسید اما در مقابل ۲ گل هم از حریف نه چندان مطرح خود دریافت کرد. ضعف خط دفاع تیم ایران در این دیدار کاملاً محسوس بود؛ ضعفی که البته مدتهاست پاشنه آشیل تیم ملی و تیم های باشگاهی کشورمان شده و فقط مربوط به دیدار مذکور و و جام جهانی ۲۰۲۶ نمی شود.

هرچه مدافعان بیشتر در خط حمله مصرف شوند، دفاع شکننده‌ تر می ‌شود؛ دقیقاً همان چیزی که در بازی یوزهای ایرانی با نیوزیلند هم به چشم آمد. ایران اگرچه در فاز هجومی به لطف درخشش مدافع خود موفق شد ۲ بار توپ را به تور دروازه حریف بچسباند اما در فاز دفاعی نه تنها از استحکام، انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نبود بلکه فاصله بین خطوط زیاد بود، پوشش ‌ها با تأخیر انجام می‌ شد و در بسیاری از صحنه ها هم تیم به جای کنترل بازی، واکنش ‌محور عمل می‌کرد و سد دفاعی تیم در بزنگاه ‌ها لرزان بود تا جایی که تیم ژنرال ۲ بار تسلیم تیمی شد که در رتبه ۸۵ رنکینگ فیفا قرار دارد.

گل و پاس گل رامین رضاییان در اولین خوان ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هرچند ارزشمند است و هرچند کام فوتبالدوستان ایرانی را شیرین کرد اما نباید فریبمان بدهد. این اتفاق، حکم مُسکّن موقتی دارد که دردهای عمیق ساختاری تیم ملی را پنهان کرده و بیش از آنکه نشانه قدرت فوتبال کشورمان باشد، سندِ ضعفی بزرگ است: در فوتبال ایران، مهاجمان کم‌ اثر شده اند و مدافعان نقش اصلی خود را فراموش کرده اند و می خواهند بار هجومی تیم را به دوش بکشند. تا وقتی این چرخه معیوب شکسته نشود، هم خط حمله ضعیف عمل می کند و هم خط دفاع هر روز فرسوده ‌تر و آسیب پذیرتر از قبل خواهد شد.

 

مرضیه غفاریان