در شهرهای تاریخی، هر بار که لودری برای اجرای یک طرح عمرانی به حرکت درمیآید، تنها با خاک و سنگ روبرو نیست؛ بلکه هویت و تاریخ آن شهر را پیش رو دارد. طرح ساماندهی «گذر کمرزرین» در اصفهان، نمونهای بارز از حرکت بر روی مرز توسعه و حفظ میراث فرهنگی بود؛ طرحی که از یک چالش اجرایی و تنشهای نهادی، به یک تجربه تلخ و شیرین تبدیل شد و میتواند نقشه راه مدیریت شهری در شهرهای تاریخی ایران را تغییر دهد.
افتتاح سایتموزه کمرزرین در روزهای گذشته، پایان بخشی از پرچالشترین و پرحاشیهترین طرحهای شهری و میراثی اصفهان در سالهای اخیر بود. طرحی که از همان گامهای نخست، میانِ دغدغههای توسعه محور شهرداری و ضرورتهای حفاظتی باستانشناسان، در کشاکشی نفسگیر قرار داشت.
حالا، پس از گذشت بیش از ۲ سال از التهابات پیرامون این گذر تاریخی، گام (فاز) نخست در قالب گذر و سایت موزه به بهرهبرداری رسید و گام دوم نیز با مسقفسازی، مهیای فصول بعدی کاوشهای علمی به شرط فراهمآوری بودجه است.
حکایت کمرزرین، حکایت سهل و ممتنع توسعه در بافتهای تاریخی است. هدف اولیه، ساماندهی یک گذر و اجرای طرحی عمرانی برای بهبود عبور و مرور بود اما واقعیت زیر زمین، متفاوت از طرحهای روی کاغذ، چهره دیگری از این محدوده را آشکار کرد. در جریان عملیات ساماندهی، برخورد با شواهد باستانی و لایههای تاریخی، روند گودبرداری را متوقف کرد. برخورد ناگهانی با لایههای باستانی، همینجا ابعاد تازهای به این طرح شهری داد و این گونه بود که اولین الگوی باستانشناسی شهری در اصفهان شکل گرفت.
به واقع اعتراض کارشناسان و باستانشناسان در آن مقطع، نقطه عطفی بود که مسیر طرح را از یک کار عمرانی صرف به یک طرح عجین با کاوشهای باستانشناسی و ایجاد یک سایت موزه بدل کرد.
این چنین بود که با گرفتن مجوزهای لازم، کاوشهای رسمی در کمرزرین آغاز شد و آنچه از دل خاک بیرون آمد، فراتر از تصورات اولیه بود.
کشف کارگاههای تولیدی در یک محور بازار از جمله کارگاههای شیشهگری، سفالگری و فلزکاری، نشان داد که ما با یک گذر تاریخی روبرو هستیم که در اعصار گذشته، قلب تپنده شهر بوده است. سرانجام این یافتهها، کمرزرین را از یک مسیر ساده، به یک سایتموزه باز شهری تبدیل کرد؛ جایی که همزمان هم امکان عبور و مرور مردم را دارد و هم میتواند به عنوان یک مقصد گردشگری، روایتگر تاریخ زندگی روزمره اصفهان در گذشته باشد.
گام دوم کمرزرین اما تجربه ناهماهنگی میان نهادهای مسوول در طرح های عمرانی و در عین حال در مکانی با سبقه تاریخی بود. طرح همسطح سازی در مقابل مسجد کمرزرین در حالی که گمانه زنی ها به شواهد، سفالها و سکهها رسیده بود با یک ناهماهنگی میان ۲ نهاد متولی یعنی شهرداری و میراث فرهنگی به یک چالش تبدیل شد.
ماجرا از این قرار بود که درست در میان هیاهوی بعد از دوران جنگ ۱۲ روزه، ورود ناگهانی و شبانه کامیونهای خاکبرداری توسط پیمانکاران شهرداری، بدون هماهنگی با یگان حفاظت میراث فرهنگی، تنش در این محدوده را بالا برد. این اقدام که میتوانست منجر به تخریب جبرانناپذیر لایههای باستانی و از بین رفتن شواهد تاریخی شود، با حضور یگان حفاظت و البته پس از آن ورود دستگاه قضا متوقف شد.
به واقع این درس بزرگی برای مدیریت شهری و نهاد میراث فرهنگی بود که نشان میداد حتی یک ناهماهنگی کوچک و مقطعی میان نهادهای اجرایی، میتواند هزینههایی سنگین به هویت یک شهر تحمیل کند.
با تمام این چالشها و حواشی، کمرزرین چیزی فراتر از یک طرح عمرانی معمولی را به ارمغان آورد. طرحی که تبدیل به یک تجربه ملی در حوزه باستانشناسی شهری شد. وقایع این محدوده تارخی در گیرودار توسعههای شهری به ما آموخت که طرحهای میراث فرهنگی و شهری نباید در ۲ جبهه متخاصم در کنار هم قرار بگیرند، بلکه باید به شکلی منعطف، همافزا و هم توان پیش بروند.
اصفهان، به عنوان شهری که اقتصاد گردشگری آن به شدت به میراث فرهنگی و هویت تاریخیاش گره خورده، نمیتواند توسعه را فدای تاریخ کند و نمیتواند تاریخ را مانعی برای توسعه بداند. میراث فرهنگی اصفهان، تنها یک مجموعه از بناهای قدیمی نیست، بلکه ظرفیت اقتصادی پایدار این شهر است و اگر هویت تاریخی شهر در قالب طرحهای توسعهای حفظ نشود، آینده اقتصادی اصفهان با تهدیدی جدی روبرو خواهد بود.
ارزیابی طرح کمرزرین را میتوان از ۲ منظر نگریست؛ نگاه تخصصی آکادمیک که قطعا انتقاداتی به آن وارد است و نگاه واقعگرایانه به توانمندی و فهم مدیریتی موجود. اما اگر با عینک واقعبینی به این طرح بنگریم، کمرزرین را باید طرحی نسبتاً موفق دانست.
این سایتموزه نقطه عطفی در باستانشناسی شهری اصفهان و الگویی برای دیگر کلانشهرهای ایران است که در مواجهه با آثار تاریخیِ زیرزمینی، دچار نوعی سردرگمی هستند. طرحی که در کارنامه شهرداری اصفهان، نمرهای قابل قبول گرفت چرا که پیش از این به زعم برخی باستانشناسان تجربه روایتسازی از یافتههای باستانشناسی در بستر شهری، به ندرت در ایران محقق شده بود.
کمرزرین، شناسنامهای گویا از تاریخ اصفهان است؛ از ردپای دوران پیش از اسلام تا تحولات دوران معاصر. در حال حاضر، آنچه در سایتموزه برای رهگذران قابل مشاهده است، روایتی از زندگی روزمره مردم در ادوار مختلف است. شواهد کورههای کارگاهی، بقایای سیستم انتقال آب، آثار گذرها و کارگاههای تولیدی که همگی بخشی از فرهنگ بازار را در این محدوده به تصویر میکشند. این اشیا تنها خشت و سفال نیستند بلکه شاهدان عینی توسعه و زوال شهر اصفهان در گذر زماناند.
تجربیات تلخ و شیرین کمرزرین، آموزههای ارزشمندی برای مدیریت شهری به همراه دارد. مهمترین پیشنهادی که میتوان برای طرحهای عمرانی مشابه در سراسر کشور مطرح کرد، تغییر رویکرد از درمان به پیشگیری است. مساله پیوست باستانشناسی پیش از آغاز هرگونه عملیات عمرانی در بافتهای تاریخی، کلیدیترین گام است.
به واقع اگر بتوانیم پیش از برخورد کلنگهای عمرانی با لایههای باستانی، مطالعات و گمانهزنیها را با پیوستهای علمی دقیق کنترل کنیم، بسیاری از هزینهها و تنشهای اجتماعی ناشی از توقف طرحها به صفر خواهد رسید.
تجربه کمرزرین نشان داد که برای طرحهای آتی در شهرهای تاریخی، ما نیازمند یک پارادایم جدید هستیم و آن توسعه همسو با میراث است. این به معنای آن است که پروژههای عمرانی باید از ابتدا با در نظر گرفتن پیوست باستانشناسی و با نگاهی پیشگیرانه طراحی شوند، نه اینکه پس از برخورد کلنگ به لایههای تاریخی، تازه وارد چه کنم ها شویم.
تجربه کمرزرین به ما هشدار میدهد که مدیریت شهرهای تاریخی، نیازمند درایت نهادهای اجرایی و تصمیم گیری است و روش جلوگیری از بروز برخوردهای تنشزا میان نهادهای ذینفع، حرکت به سمت ساختارهای مدیریتی چندجانبه است.
برای طرحهای توسعه ای آتی در بافت های تاریخی، ایجاد پیوست باستانشناسی پیش از هرگونه عملیات عمرانی در شهرهای چون اصفهان اهمیت زیادی دارد چراکه این امر نه تنها از خسارت به سرمایههای ملی جلوگیری میکند بلکه با مدیریت صحیح اطلاعات و یافتهها، امکان طراحی طرحهای عمرانی را فراهم میآورد به گونه ای که در عین پیشرفت، هویت شهر را نیز تقویت کند.