- روزنامه زاینده رود - https://zayanderoodonline.ir -

آیا ایران همگام با رقبا حرکت کرده؟

«فوتبال در آسیا پیشرفت کرده است»؛ هیچکس نمی تواند منکر این موضوع شود؛ نکته ای که امیر قلعه‌ نویی در واکنش به هم گروهی ایران با تیم های روسیه، قرقیزستان و چین در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به آن اشاره کرده و همه بر آن مُهر تأیید می زنند؛ اما سهم ایران از این پیشرفت چه میزان بوده است؟ آیا تیم ملی کشورمان همپای رقبای آسیایی خود پیش رفته، یا فقط شاهد نزدیک شدن تیم های رده پایین این قاره پهناور به خود بوده است؟

امیر می گوید «همه تیم ‌ها به هم نزدیک شده ‌اند» اگر بخواهیم بر این جمله هم صحه بگذاریم باید اذعان کنیم اگر سایر تیم های آسیایی پیشرفت کرده اند و خود را به مدعیانی چون کشورمان رسانده اند، این فقط به معنای بالا رفتن سطح رقبای ایران نیست؛ این می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد که باوجود ترقی کشورهای نه چندان مطرح در فوتبال آسیا و موفق شدن آنها در کاهش فاصله خود با ایران، فوتبال کشورمان در برخی بخش ‌ها به خصوص در جوانگرایی و ساختن نسلی برای آینده درجا زده و دچار رکود شده است. این رکود، زمینه ‌ساز فاصله ‌گیری ایران از مدعیان اصلی در سطح قاره می‌شود، در حالی که در سایر کشورهای آسیایی، روند رو به رشدی را شاهد هستیم. وقتی صحبت از کم شدن فاصله تیم ها به میان می آید، دیگر نمی توان همه ‌چیز را صرفاً به پیشرفت رقبا نسبت داد و از ضعف ‌های خود در حفظ فاصله با آنها چشم پوشید.

قلعه ‌نویی در ادامه سخنان خود با اشاره به «پیش ‌بینی ناپذیر» بودن این ورزش پرطرفدار تأکید می کند که «نمی ‌توانیم از الان بگوییم قهرمان می شویم یا خیر» این هم قبول؛ چه کسی می تواند منکر این نکته شود که دنیای توپ گرد، دنیای معجزه ها و اتفاقات دور از تصور است؛ اما مهم آنجاست که امیرخان حذف ایران در دوره قبل جام ملتها با حذف ۳ بر ۲ مقابل قطر در نیمه نهایی را هم به «بدشانسی» گره می زند. این در حالی است که در فوتبال، به‌ خصوص در سطح ملی، «بدشانسی» شاید بخشی از ماجرا باشد اما نمی توان با این توجیه بر اشتباهات خود سرپوش گذاشت. وقتی تیمی در یک مسابقه حساس برتری ‌اش را از دست می دهد، وقتی اشتباهات فردی و گروهی، نتیجه بازی را به سود حریف عوض می‌کند نمی توان همه چیز را پشت واژه ای مثل «بدشانسی» پنهان کرد. چنین نگاهی، اگر به عادت تبدیل شود -که شده-، عملاً راه نقد فنی و اصلاح نقص ها و عبرت گرفتن از اشتباهات را می بندد. وقتی تیم های رده پایین تر خاورمیانه با جسارت، برنامه و سازماندهی بهتر پای به مستطیل سبز می گذارند و برای ما همچنان در بر همان پاشنه توجیه اشتباهات با توسل به بهانه هایی چون «بدشانسی» می چرخد، پرواضح است که فاصله رقبا با ما کم و کمتر خواهد شد. مگر نه اینکه در فوتبال نظم تاکتیکی، آمادگی ذهنی بازیکنان در میدان و مدیریت لحظه ‌های حساس تعیین‌ کننده اند و همین ها مقدمه روی آوردن شانس و اقبال به تیم هستند؟

اما مشکل آنجاست که ما مدتهاست به جای اینکه از زنگ خطری که سال هاست با شکست های سنگین و حذف ‌های تلخ کشورمان در دوره های متمادی و رقابت های گوناگون از سطح باشگاهی گرفته تا ملی به صدا در آمده درس عبرت بگیریم تا شاهد تکرار تاریخ نباشیم، پشت دیوار «بدشانسی» پناه گرفته ایم. این در حالی است که تیمی که می ‌خواهد در کورس مدعیان باقی بماند، باید در درجه اول مسئولیت شکست را بپذیرد و پس از آن با بررسی دقیق خطاها و علل باخت، درصدد رفع نقاط ضعف خود و ترمیم تیم بر آید و الا همچنان باید نشست و شاهد پیشرفت سایر تیم های آسیایی بود، همچنان باید دست روی دست گذاشته و فقط از دور به تماشای نزدیک شدن رقبا به خود بنشینیم.

این در حالی است که اگر قرار است سربازان ژنرال در جام جهانی و سپس در جام ملت ‌ها به وعده سرمربی خود عمل کنند و «نماینده خوبی برای مردم ایران» باشند، این نمایندگی کردن با حرف و امید واهی به‌ دست نمی آید؛ باید اشتباهات اصلاح شود، باید علاوه بر داشتن گوشی شنوا برای پذیرفتن نقد کارشناسان، شجاعت نقد کردن از خود را هم داشت و مهمتر از همه اینها اینکه برنامه ‌ریزی صحیح برای تغییر نسل و ارتقای تیم، امری ضروری است. در غیر این صورت کاسه همان کاسه و آش همان آشِ بهانه تراشی برای توجیه شکست ها و عقب ماندن از کورس مدعیان خواهد بود؛ چه بسا با این روند به مرور به جای نزدیک شدن تیم های سیدهای پایین تر در آسیا به ایران باید انگشت حسرت به کام گرفته و سبقت گرفتن این حریفان از یوزهای ایرانی را نیز به نظاره بنشینیم!

 

مرضیه غفاریان