- روزنامه زاینده رود - https://zayanderoodonline.ir -

یک سنگر و تکیه روی یک سنگربان

آسیب ‌دیدگی اخیر بیرانوند در تمرینات تدارکاتی تیم ملی اتفاقی کوچک بود که با اینکه بلافاصله رفع شد اما نگرانی بزرگی ایجاد کرد و بار دیگر پرده از مشکل اصلی تیم ملی در سال‌ های اخیر برداشت؛ تیم ملی ایران برای حراست از سنگر خود روی توانایی بیرو قفل کرده و تمام ساختار دفاعی تیم روی حضور مرد شماره یک تیم ملی در چهارچوب دروازه تنظیم شده است. همین باعث می شود هر گونه احتمال غیبت بیرانوند، رعشه بر اندام تیم ملی بیاندازد؛ درست ماند زلزله ای که در جام جهانی دوره قبل و در مصاف با انگلیس با مصدومیت بیرانوند دامنگیر یوزهای ایرانی شد. واکنش کادر فنی و آشفتگی تیم در آن زمان نشان داد که برنامه‌ مشخصی برای مدیریت چنین سناریویی وجود نداشته و این روزها هم بیم آن می رود که باز هم تیم ملی از همان پاشنه آشیل سابق ضربه بخورد؛ چه اینکه بعد از چهار سال، به نظر می ‌رسد مشکل نبودِ جایگزین آماده برای بیرو همچنان حل نشده باقی مانده است.

تیم ملی طی این سال ‌ها بیش از حد به بیرانوند متکی بوده است. در حالی که در فوتبال حرفه‌ ای، پست دروازه بانی باید دو یا حتی سه گزینه با کیفیت قابل اعتماد داشته باشد. دروازه بان دوم و آلترناتیو بیرانوند فقط با دعوت به اردوهای ملی و حضور گاه و بی گاه در بازی های تدارکاتی پیش پا افتاده به آمادگی مورد نیاز نخواهد رسید. او باید با ایستادن در دروازه تیم ملی مقابل تیم های بزرگ و در میادین بزرگ تجربه فشار چنین مسابقاتی را کسب کند، باید با خط دفاعی تیم ملی بیشتر هماهنگ شود تا در بزنگاه های حساس بتواند همچون بیرانوند فرماندهی آخرین نقطه زمین را با جسارت در اختیار بگیرد.

اما طی چند سال گذشته با حضور ثابت بیرو در دروازه تیم ملی، فرصت ‌ها برای بازی ‌دادن و میدان دیدن گزینه های دوم و سوم یکی پس از دیگری از دست رفته و وابستگی تیم ملی به علیرضا نه تنها کمتر نشده بلکه به حدی افزایش یافته که حالا حتی احتمال مصدومیت او در بازی های تدارکاتی هم تیم ملی را روی موج نگرانی می اندازد. از اینها گذشته احتمال محرومیت بیرانوند به دلیل شکایت پرسپولیس هم به این اضطراب و استرس بیش از پیش دامن می زند. وقتی کادر فنی تیم ملی می داند ممکن است به دلایل غیرفنی هم دروازه بان اول خود را از دست بدهد، اهمیت داشتن جانشین آماده برایش دو برابر می شود. این در حالی است که طی این سال ها چنین جانشینی پرورش نیافته یا حداقل به اندازه لازم میدان ندیده که حالا دلمان قرص باشد در صورت غیبت بیرو همچنان سد محکمی در برابر حملات حریفان در سنگر تیم ملی در بازی های حساس خواهیم داشت. اگر تیم ملی نتواند در صورت لزوم از گلرهای ذخیره خود به نحو احسن استفاده کند، موقعیت یوزهای ایرانی در رقابت های آینده به شدت تضعیف خواهد شد. این موضوع نشان می‌دهد که تیم ملی به جای جانشین سازی مؤثر و قابل اطمینان، صرفاً بر حفظ مرد شماره یک سنگر تمرکز داشته است؛ رویکردی که باعث شکنندگی یوزهای ایرانی در بازی های حساس می شود.

برای رفع این معضل، لازم است رویکرد تیم ملی برای پست دروازه بان تغییر کند. لازمه این تغییر هم ترسیم نقشه راهی روشن برای سنگر تیم ملی، با هدف شناسایی و پرورش استعدادهای جوان است. همچنین، فراهم کردن فرصت کافی و وافی برای گلرهای جایگزین به منظور حضور در مسابقات مهمتر برای کسب آمادگی لازم آنها امری حیاتی است. این آمادگی باید با طراحی تمریناتی تکمیل شود که شرایط غیبت دروازه ‌بان اول را شبیه سازی کرده و به سنگربانان ذخیره اجازه دهد تا با فشار و مسئولیت بازی های مهم آشنا شده و رفته رفته به گلری ششدانگ تبدیل شوند.

حمایت از بیرانوند به عنوان گلر اصلی و تکیه به توانایی های او برای حفاظت از سنگر تیم ملی نباید مانع از تلاش و سرمایه گذاری برای معرفی و آماده سازی جانشینانی ششدانگ برای او شود. اگر پس از این همه سال، تیم ملی همچنان در پست دروازه بانی روی یک نفر قفل کرده است، این نشان ‌دهنده ضعف در برنامه ‌ریزی و استراتژی است، نه کیفیت بالای مرد شماره یک تیم ملی. اینها همه در حالی است که فقط ۴۰ روز تا به صدا در آمدن سوت آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ باقی مانده و مصدومیت اخیر بیرانوند این نگرانی را تشدید کرده که مبادا تاریخ برای کشورمان تکرار شود و باز غیبت سنگربان اصلی تیم ملی کار دست یوزهای ایرانی بدهد؛ چرا که نوشدارو قبل از مرگ سهراب نرسیده است.

 

مرضیه غفاریان