راست گفته اند که «سواره از پیاده خبر ندارد» اگر غیر از این بود مدیران و دست اندرکاران شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان با این همه گله و شکایتی که از خدمات رسانی این شرکت می شود فکری به حال سواره هایِ پیاده(!) و گله مندِ اتوبوس های خطوط درون شهری اصفهان می کردند. کافی است یک روز این مدیران کرسی نشین به جای خودروی شخصی یا سازمانی و فارغ از آنچه این روزها و البته هر روز، مسافران اتوبوس های این دستگاه خدمت رسان در اصفهان با آن دست و پنجه نرم می کنند، با اتوبوس های شرکت واحد اصفهان در سطح شهر تردد کنند تا از نزدیک با معضلات مسافران هرروزه این وسایل حمل و نقل عمومی آشنا شوند؛ البته اگر شانس بیاورند و جایی برای سوار شدن پیدا کنند!
«سوار نشوید، جا نیست. صبرکنید با بعدی بیایید»، زن میانسال در حالی که با چشم های رنگی اش به مسافرانی که به زور سعی می کنند سوار اتوبوس شوند زل زده، صدایش را در گلو انداخته و در هر ایستگاه مدام تکرار می کند: «سوار نشوید، جا نیست». دخترکی که مانتوی فرم پوشیده در حالی که به زور و یک ثانیه پیش از بسته شدن در اتوبوس سوار می شود اخم کرده و با تندی در جواب به این زن می گوید: «خیلی ناراحتی شما پیاده شو تا بقیه سوار شوند و منتظر بمان با اتوبوس بعدی بیا، اگر فکر می کنی اتوبوس بعدی زود می آید و جا دارد»، خانم جوان دیگری که دستان پسرش را محکم در دست گرفته و تلاش می کند تعادل خودش را حفظ کند همسو با دخترک میگوید: «والا… بعد از یک ربع معطل شدن در این ایستگاه که سایهبان درست و درمانی هم ندارد، حاضریم له شویم اما صبر نکنیم تا اتوبوس بعدی بیاید.»
بحث بالا می گیرد، مثل هر روز. یکی می گوید: «هرکسی ناراحت است با اسنپ و تاکسی بیاید»، دیگری جواب می دهد: «ما شاغلیم برای تردد هر روزه صرف نمی کند که سوار تاکسی شویم» و… . این سریالی تکراری است که اگر مسافره هر روزه اتوبوس های شهر اصفهان باشید به خصوص از ساعت ۷ تا ۹ صبح در اکثر خطوط اتوبوسرانی می توانید آن را تماشا کنید. داستانی درام که یا به له شدن شما لا به لای انبوه مسافران ختم می شود، یا به لای در ماندن، یا جا ماندن از اتوبوس و دیر رسیدن به مقصد، یا مشاهده دعوای راننده و مسافر سر کارت زدن و نزدن و کولرهای خاموش و اگر هم خیلی بدشانس باشید یکی از وسایل ارزشمندتان در کسری از ثانیه به سرقت می رود و آن وقت دیگر انتظار زیاد در ایستگاه ها، گرما، له شدن و لای در ماندن و مشکلاتی از این قبیل از یادتان می رود. درست مثل خانمی که پس از تقلای بسیار موفق شد در بین جمعیت ۲۰ نفری که در یکی از ایستگاه های خیابان آیت ا… کاشانی منتظر اتوبوس خط ۳۴ بودند، از در اتوبوس رد شده، کارت بزند و به زور به یکی از میله های اتوبوس آویزان شود. این زن جوان هنوز طعم خوش رد شدن از این «مرز خوشبختی»(!) را هضم نکرده بود که با نگاه کردن به کیفش رنگش پرید و ناباورانه داد می زد: «گوشیم… گوشیم نیست… وای گوشیم را دزدیند!» اشک از پهنای صورتش سرازیر می شود و حالا نه تنها او بلکه سایر مسافران این اتوبوس، غم گرما و آفتاب سوزان و له شدن در ازدحام جمعیت را فراموش کرده و با این مالباخته همدردی می کنند. یکی از لابه لای جمعیت می گوید: «زدن رفت… دیگر هم پیدایش نمی کنی، سه روز پیش هم گوشی مرا در همین خط دزدیدن». همهمه بیشتر از قبل می شود. هرکدام از مسافران برای بغل دستی اش خاطره ای از سرقت گوشی یا کیف پول خود یا یکی از اعضای خانواده اش در اتوبوس ها را تعریف می کند. ماجرایی که مربوط به امروز و دیروز نیست و تمامی هم ندارد. داستان سارقان خبره ای که از شلوغی اتوبوس ها بهره برده و مسافرانی که در یک آن، مال خود را از دست می دهند.
مسافران سردرگم تر شده اند و نمی دانند دو دستی کیفشان را بچسبند یا میله اتوبوس را، جانشان را حفظ کنند یا مالشان را؟پیرزنی که کنار من ایستاده و از درد کمر به خود می پیچد، در حالی که چشم هایش مدام این سو و آن سو می دود به این امید که شاید با گره خوردن نگاهش به نگاه یکی از مسافران، در این ازدحام جمعیت، کسی بلند شود تا او به جایش بنشیند، می گوید: «من که سواد ندارم، شما جوان ها که سواد دارید خب زنگ بزنید و شکایت کنید از این اوضاع.» دختر کارمند لبخندی می زند و می گوید: «دلت خوش است مادر، روزی نیست که من به ۱۳۷ زنگ نزنم اما گوش شنوایی نیست؛ یعنی هست اما فقط از این گوش میشنوند و از آنگوش به در می کنند. حتی یک بار از متصدی خواستم اگر باور ندارد شماره شخصی خودش را بدهد تا عکس بگیرم از انبوه مسافران در ایستگاه ها و برایش بفرستم اما…»
این را که می شنوم یاد حرف معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری اصفهان در گردهمایی چند روز پیش تشکل های مردم نهاد می افتم. آنجا که محمدرضا جان نثاری در پاسخ به پیشنهادات و انتقادات فعالان فرهنگی و اجتماعی استان با اشاره به اینکه حرف های آنها را شنیده و یادداشت برداری کرده، تأکید کرد: «شنیدن کافی نیست. باید شنید و ترتیب اثر داد. منِ مسئول باید حرف های شما را بشنوم و در تصمیم گیری های خودم آنها را مدنظر قراردهم.» اما آیا مسئولان تصمیم گیر در شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان هم با معاون استاندار در این باره هم عقیده اند؟ در همین فکر هستم که دختر دیگری که مدام به ساعتش نگاه می کند و زیر لب غر می زند، می گوید: «قبلاً این خط اینقدر شلوغ نبود و اتوبوس هایش هم تقریباً هر ۵ دقیقه یک بار می آمدند، مشکل این است که آدم هایی نابلد نقشه می کشند.» او که پیداست از مسافران پروپاقرص خط ۳۴ است در توضیح حرفش ادامه می دهد: «قبلاً اولین ایستگاه این خط، میدان جمهوری بود، حالا مسافتش را طولانی کردند و از ترمینال قدس حرکت می کند که همانجا پر می شود، تابستان سال پیش قول داده بودند که این خط بی آرتی شود اما…»
حرف هایش تمام نشده بود که یکی از مسافران همسن و سالش گفت: «صبح زود اکثر اتوبوس ها شلوغ است. حالا مدارس تعطیل است. مهر ماه که بشود ازدحام چندبرابر می شود. من برای اینکه به موقع سر کار برسم مجبورم ۲ ساعت زودتر از خانه بزنم بیرون. اتوبوس محله ما صبح ها نیم ساعت یک بار می آید. عصرها هم که برمی گردم خانه بیشتر معطل می شوم چون اگر یک دقیقه دیر برسم باید ۴۰ دقیقه منتظر بمانم تا اتوبوس بعدی بیاید.»
حرف ها و دردهای شهروندان تمامی ندارد. شماره خط اتوبوس هم در این موضوع خیلی توفیری ایجاد نمی کند. فرقش این است که اکثر اتوبوس های بالای شهر جدیدتر و مجهزتر هستند و قریب به اتفاق اتوبوس هایی که در پایین شهر تردد می کنند جزو همان اتوبوس های قدیمی شرکت اتوبوسرانی اصفهان هستند که هم پرده ندارند و هم از سیستم سرمایشی بی بهره اند. پیاده می شوم اما برای رسیدن به مقصد باز هم باید سوار اتوبوس دیگری بشوم. این ایستگاه هم شلوغ است، ۱۵ مسافر منتظر رسیدن بی آر تی هستند. این بار شانس با من یار است و اتوبوس همزمان با من به ایستگاه می رسد. مسافران برای اینکه مبادا پشت در اتوبوس بمانند تقلا می کنند. صدای داد و بیداد مادری که پسرش در ایستگاه جا مانده همه را متوجه خود می کند. اتوبوس پشت چراغ قرمز متوقف شده اما در را به دلیل تکمیل ظرفیت(!) بسته است. برخلاف پسرک که هاج و واج در ایستگاه ایستاده و به تقلای مادرش در اتوبوس نگاه می کند، زن میانسالی با دستانش به در اتوبوس می زند و از راننده می خواهد در را باز کند تا او هم سوار شود، چراغ سبز می شود و راننده بی تفاوت به او و پسرک و مادرش به راه خود ادامه می دهد، چاره ای ندارد؛ «جا نیست». چشم های رنگی زن برایم آشناست. او همان «سواره ای» است که در اتوبوس قبلی به آنهایی که می خواستند لابه لای جمعیت خودشان را جا کنند می گفت «سوار نشوید، جا نیست». حالا خودش پشت در اتوبوس مانده و مجبور است صبر کند تا خط بعدی بیاید. شاید حالا این زن حال آن «پیاده ها» را درک کند. اما بعید است مسئولان شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان، این «سواره هایِ پیاده» حال «پیاده های سوار بر اتوبوس» این شرکت را دریابند.
اگر غیر از این بود مدیرعامل این شرکت در گفتگو با خبرگزاری «ایسنا» در واکنش به معطلی مسافران و صرف وقت، یعنی ارزشمندترین دارایی هر انسان در ایستگاه هایی که نه سایبانی برای در امان ماندن از آفتاب داغ تابستان دارند و نه سرپناهی برای محافظت از مسافران در برابر برف و باران زمستان، نمی گفت: «اتوبوس ماشین رهگذر نیست و برنامه مشخصی دارد. زمانی که کسی در مکانی سکونت دارد میداند که هر ۲۰دقیقه اتوبوس خواهد آمد و نسبت به آن باید وقت خود را تنظیم کند.»
با این اوصاف به نظر می رسد این نوشته در درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان در باره اتوبوسرانی این کلانشهر که «حمل و نقل روان، ایمن، مطمئن و باصرفه از مهمترین عوامل ارتقای سطح رفاه اجتماعی در هر کشور میباشد… و شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان با هدف افزایش کیفیت سرویس دهی شهروندان برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت خود را تدوین و به ترتیب اولویت در جهت اجرایی شدن برنامه ها تلاش خواهد نمود.» فعلاً در حد شعار باقی خواهند ماند چراکه آقای مدیر در همین گفتگوی اخیرش با اشاره به اینکه «مقدورات ما اکنون همین است»، آب پاکی را روی دست مسافران گله مند از سرویس دهی نامناسب شرکت تحت اداره خود ریخت. پربیراه نیست اگر مدعی شویم فعلاً قرار نیست بوی بهبود ز اوضاع شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان شنیده شود. با این اوضاع بعید نیست مردم بیش از پیش به تردد با وسایل شخصی در سطح شهر رو بیاورند، آن هم در حالی که تصمیم گیران این کلانشهر در تلاشند تا برای حل معضل ترافیک و آلودگی هوا، شهروندان را به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی ترغیب کنند.
اینها همه در حالی است که رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان اخیراً در صد و چهل و چهارمین جلسه علنی شورا با اذعان به اینکه «هوای کلانشهر اصفهان ۲۴۰ درصد روزهای آلوده بیشتری داشته»، به «تردد بیش از یک میلیون خودرو و ۶۰۰ هزار دستگاه موتورسیکت در شهر اصفهان» اشاره کرده است. محمد نورصالحی در این باره گفت: «آلودگی این وسایل نقلیه و گران شدن نرخ حمل و نقل عمومی مشکل را دو چندان کرده است.»
مرضیه غفاریان








