کد خبر:41202
پ
۵۶۵۸۳_۲۳۷_۷۹۳۹۰۹
روایت تکراری فوتبال ایران؛

ناکامی تیم ها و دیوار کوتاه مربیان

دومین جام هم از کف سپاهان رفت. ۵۹ روز پس از کنار رفتن تیم محرم از گردونه رقابت های جام حذفی ایران با شکست در مرحله یک هشتم نهایی در برابر خیبر خرم آباد، ارتش طلایی ایران از رقابت های لیگ قهرمانان آسیا ۲ نیز با شکست در برابر الاهلی قطر حذف شد؛ دوباره در […]

دومین جام هم از کف سپاهان رفت. ۵۹ روز پس از کنار رفتن تیم محرم از گردونه رقابت های جام حذفی ایران با شکست در مرحله یک هشتم نهایی در برابر خیبر خرم آباد، ارتش طلایی ایران از رقابت های لیگ قهرمانان آسیا ۲ نیز با شکست در برابر الاهلی قطر حذف شد؛ دوباره در همان مرحله یک هشتم نهایی. حالا سپاهان که در ابتدای فصل اسبش را برای کسب ۳ جام در ۳ جبهه متفاوت زین کرده بود فقط قهرمانی در لیگ برتر خلیج فارس را در پیش رو دارد.

سپاهان از حالا به بعد ۱۰ بازی در پیش دارد، ۱۰ بازی که ناکامی در هر یک از آنها نه تنها می تواند به قیمت از دست رفتن سومین جام تمام شود بلکه می تواند پای برگ برکناری محرم نویدکیا از سکانداری زردپوشان دیار زاینده رود را هم امضا بزند. سرمربی ای که پیش از شروع نیم فصل دوم به خودش اولتیماتوم داد و تأکید کرد: «امسال یا قهرمان می‌شوم یا برای همیشه از سپاهان می‌روم». محرم قهرمانی در دو جام را از دست داده و حالا فقط یک خوان برای بقا روی نیمکت تیم محبوبش در پیش دارد؛ خوانی که ۶ همتای نویدکیا در گذر از آن ناموفق بودند، از ریکاردو ساپینتو پرتغالی گرفته که پس از ابتلا به سرنوشتی چون محرم در رقابت های آسیایی (حذف استقلال با شکست در برابر الحسین اردن در یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا ۲) از سمت خود برکنار شد تا وحید هاشیمان، رسول خطیبی، گل محمدی، حدادی فر، اسکوچیچ و ساپینتو که از هفته های هشتم تا بیست و دوم یکی پس از دیگری یا به اجبار یا به خواسته خود ردای مربیگری تیم های پرسپولیس، مس، فولاد، ذوب آهن، تراکتور و استقلال را به ترتیب به ویرا، جباری، مطهری، امیدیان، ربیعی و بختیاری زاده واگذار کردند.

حالا محرم برای اینکه چه خودخواسته و طبق وعده ای که داده در پایان فصل مجبور به ترک نیمکت طلایی ها نشود یا چه برخلاف میل خود و به خواست مدیران باشگاه از سمت خود برکنار نشود باید هر طور شده مأموریتش در تیم اصفهانی را با قهرمانی در لیگ برتر به پایان برساند؛ البته به شرط اینکه تیم در بازی های پیش رو روی دور ناکامی نیافتد و کرسی نشیان باشگاه اصفهانی تا به صدا در آمدن سوت پایانی لیگ ۲۵ برای تغییر احتمالی روی نیمکت زردپوشان صبوری پیشه کنند. فارغ از اینکه در ادامه چه سرنوشتی در انتظار محرم و سپاهان خواهد بود باید پرسید آیا واقعاً مشکل ناکامی تیم های لیگ برتری فقط از نیمکت و کادر فنی ضعیف سرچشمه می گیرد؟

بدون شک باید گفت خیر و بهترین شاهد بر این مدعا هم اینکه اگر قرار بود صرفاً با تغییر مربی همه‌چیز درست شود، پرسپولیس الان باید در صدر جدول یکه تازی می کرد؛ تیمی که با اخراج هاشمیان از هفته هشتم و نشاندن اوسمار روی نیمکت سرخ ها آغازگر تغییر و تحول در رأس تیم های لیگ برتری بود اما حالا با کسب نتایجی ضعیف و عقب افتادن از کورس قهرمانی در نیم فصل دوم( ۶ امتیاز از ۷ بازی؛ یعنی میانگین کمتر از یک امتیاز در هر دیدار) دوباره زمزمه هایی در باره زلزله احتمالی روی نیمکت سرخ ها شنیده می شود. یا مس که در زمان سکانداری رسول خطیبی جزو فانوس به دستان بود حداقل بعد از سپردن ردای نارنجی پوشان رفسنجانی به مجتبی جباری باید خود را یکی دو رده بالا می کشید اما همچنان در قعر دست و پا می زند.

با این تفاسیر پربیراه نیست اگر مدعی شویم خانه از پای بست ویران است. با اینکه همیشه در بزنگاهِ ناکامی تیم ها دیواری کوتاه تر از دیوار سرمربیان پیدا نمی شود اما فارغ از فولاد که پس از برکناری یحیی و روی کار آمدن مطهری موفق تر عمل کرده نگاهی به عملکرد اکثر تیم هایی که چه در این دوره و چه در دوره های قبل سعی داشته اند با تغییرات گسترده روی نیمکت مربیگری ناکامی های خود را جبران کنند ثابت می کند مشکل تیم های لیگ برتری ما عمیق تر از تغییر یک نام در رأس هدایت تیم هاست؛ چه اینکه اگر مسئله فقط ضعف فنی و دانش مربیان بود، باید با هر تغییر شاهد جهشی محسوس در این تیم ها می بودیم.

اما پیشرفت در فوتبال حرفه ای امروز منحصر به تاکتیک و چیدمان مهره ها در میدان نیست؛ ساختار مدیریتی، کیفیت آکادمی ها، شیوه استعدادیابی، بدنسازی علمی، ثبات اقتصادی و حتی آرامش روانی بازیکنان در نتیجه گیری تیم ها نقشی پررنگ دارند. پربیراه نیست اگر مدعی شویم مشکل تیم های لیگ برتری دقیقاً از همان زمانی شروع می شود که فعالیت سردمداران آنها در بازار نقل و انتقالاتی استارت می خورد. وقتی باشگاه ها در نقل و انتقالات بیشتر از آنکه بر مبنای نیاز فنی تیم خود خرید کنند، اسیر هیجان بازار و قیمت های تورمی می شوند، وقتی برای بازیکنان تاریخ مصرف گذشته یا لژیونرهای دیپورتی سرو دست می شکنند یا بازیکنان بی کیفیت را به عنوان شاه ماهی بازار با قیمت های گزاف روی سر برده و حلوا حلوا می کنند غافل از این هستند که با این حلوا حلوا گفتن ها اگر دهان شیرین می شد، اوضاع لیگ برتر ایران و کیفیت بازی های انجام شده در آن و بدتر از همه نتایج کسب شده توسط نمایندگان برتر این لیگ در رقابت با حریفان آسیایی هر روز بدتر از دیروز نمی شد.

لیگ امسال و به ویژه عدم موفقیت تیم ها در گلزنی و یا حداقل ارائه بازی تماشاگر پسند بیش از هر زمان دیگری نشان می دهد بحران تیم های لیگ برتری فقط محدود به نیمکت ها نمی شود. البته مربیان هم بی ‌تقصیر نیستند، آنها هم با انتخاب ‌های اشتباه، مدیریت نادرست تیم یا تاکتیک های محافظه کارانه کم به تیم های تحت هدایت خود ضربه نزده اند؛ اما تقلیل همه ناکامی ها به یک نفر، پاک کردن صورت مسئله است؛ چه اینکه اگر قرار بود با تعویض سرمربی تیمی به جام برسد سپاهان در یک دهه اخیر با حدود ۱۰ مربی متفاوت باید دستکم یک بار روی سکوی قهرمانی لیگ برتر می ایستاد.

 

مرضیه غفاریان

منبع
زاینده رود
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید