کد خبر:6356
پ
استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان تاکید کرد:

فناوری‌ها به یک رشته تعلق ندارند / وحدت نوعی متدولوژی است

استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان گفت: وحدت نوعی متدولوژی است. کاری که انجام می‌شود، برداشتن سد میان رشته‌ها است؛ هدف بر این است که با رسیدن به چنین سطحی از آگاهی و نیز با تربیت نیروی انسانی، بتوان در فناوری‌های آینده افرادی را پرورش داد که در کنار تخصص خود، قادر به درک زبان […]

استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان گفت: وحدت نوعی متدولوژی است. کاری که انجام می‌شود، برداشتن سد میان رشته‌ها است؛ هدف بر این است که با رسیدن به چنین سطحی از آگاهی و نیز با تربیت نیروی انسانی، بتوان در فناوری‌های آینده افرادی را پرورش داد که در کنار تخصص خود، قادر به درک زبان متخصصین دیگر باشند، چرا که  فناوری‌ها به یک رشته تعلق ندارند.

سخنرانی علمی با موضوع «علوم همبسته» به مناسبت هفته پژوهش و فناوری یکشنبه، ۲۵ آذرماه، توسط دانشکده فیزیک دانشگاه کاشان برگزار شد. سخنران این رویداد رسول رکنی‌زاده، استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان و دانشمند برتر در حوزه ارتباط با صنعت و جامعه بود که صحبت‌ها و نظریات خود را با محوریت بررسی نقش دیدگاه‌های وحدت‌نگر و وحدت‌بخش در فلسفه و علم ارائه کرد.

دیدگاه‌های وحدت‌نگر و وحدت‌بخش در فلسفه و علم نقش مهمی را ایفا می‌کنند. به لحاظ روش شناختی، این دیدگاها راهنمایی برای کشفیات علمی هستند.  بر این اساس در سال‌های اخیر، بعضی از دانشگاه‌ها نظیر دانشگاه پرینستون با شکستن موانع سنتی میان برنامه‌های آموزشی رشته‌های مختلف، اقدام به راه‌اندازی یک برنامه تحت عنوان علوم یکپارچه (Integrated Science) کرده‌اند. در این سخنرانی، رکنی زاده ضمن ارائه گزارشی از این برنامه، بنیادهای فلسفی اندیشه‌های وحدت نگر در حوزه برنامه‌های آموزشی را مورد تحلیل قرار داد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان اظهار کرد: در طول سال‌های گذشته، جهان مدرن، اصلی را پذیرفته که می‌توان آن را با واژه complexity توصیف کرد که بسیار پیچیده است. انسان‌ها به طور خودکار به سمتی حرکت کردند که نظام آموزشی نیز به همان میزان پیچیده باشد. در این مسیر و در سال‌های پیش، پرینستون برنامه‌ای آموزشی تحت عنوان Integrated Science مطرح کرد. زمانی که به ریشه‌های این برنامه بازگردیم و آغاز آن را مورد بررسی قرار دهیم، متوجه وجود بنیادی فکری، فلسفی و اندیشه‌ای در تاریخ فلسفه می‌شویم. شاید بیش از یک الی دو قرن پیش، انسان‌ها به این موضوع یعنی جدا بودن علوم از یکدیگر توجه زیادی داشته‌اند.

او درباره اهمیت همبستگی علوم، افزود: سال‌ها است بحث انجام کارهای بین‌رشته‌ای در میان است، اما یکی از دلایل پا نگرفتن این کارها اینگونه به نظر می‌رسد که توجه نشدن به بنیادهای فلسفی-فکری و نظام‌های حکمی است که اینگونه، شکل‌گیری چنین پدیده‌هایی حداقل به صورت سازماندهی شده و پایدار، امکان‌پذیر نیست؛ از این رو لازم است به دسته‌ای از این مسائل به طور جدی فکر کنیم.

استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان ادامه داد: برای اینکه بتوانیم به سمت و سوی چنین برنامه‌هایی در حوزه پژوهش‌های بین‌رشته‌ای حرکت کنیم، به دسته‌ای از مبانی فکری نیاز است که اگر این مبانی فکری و ذهنی مورد توجه واقع نشوند، به طور قطع شانس پیاده‌سازی در صحنه عمل را از دست خواهیم داد.

رکنی‌زاده درباره ضرورت علوم یکپارچه گفت: برنامه درسی علوم پایه، انقلابی برای دانشجویانی است که قصد دارند شغلی در زمینه علمی داشته باشند. به طور کلی، کاری که انجام می‌شود، برداشتن سد میان رشته‌ها است که دانشجویان در بدو ورود به دانشگاه، در سال‌های ابتدایی دوران تحصیل خود، مشغول به گذراندن دوره‌ای عمومی می‌شوند. در این دوره عمومی، دروس مختلفی با محوریت ریاضی آموزش داده می‌شود و هدف آن، تربیت نیروهایی برای فناوری‌های آینده است. آن‌ها معتقد هستند که فناوری‌ها به یک رشته تعلق ندارند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان اضافه کرد: آن‌ها قصد دارند با رسیدن به چنین سطحی از آگاهی و تربیت نیروی انسانی بتوانند در فناوری‌های آینده افرادی را داشته باشند که در کنار تخصص، قادر به درک زبان متخصصین دیگر باشند. در سال‌های گذشته، متفکرین بزرگی در حوزه علوم یکپارچه و ارتباط علوم با یکدیگر فعالیت داشته‌اند. همچنین فیلسوفان برجسته‌ای در این حیطه به چشم می‌خورند که در چنین زمینه‌هایی اظهارنظر کرده‌اند و امروزه دو مکتب وجود دارند که یکی از آن‌ها «مکتب استنفورد» و دیگری «مکتب مینه‌سوتا» است.

استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان گفت: به عبارت دیگر، دانشجویان در بدو ورود به دانشگاه هیچ رشته مشخصی ندارند و مجموعه دروسی را می‌گذرانند. در دو سال پایانی در یکی از آن‌ها به صورت تخصصی فعالیت می‌کنند، اما ارتباط خود را با سایر رشته‌ها حفظ می‌کنند.

رکنی‌زاده ادامه داد: اینکه پدیده‌های جهان را در یک کل در نظر بگیریم که اجزاء آن با یکدیگر در ارتباط هستند، بسیار کمک‌کننده بوده تا انسان به طبقه‌بندی اشیا و چیزی که از آن به عنوان دانش پایه یاد می‌شود، دست پیدا کند. وحدت نوعی متدولوژی است؛ همانگونه که در فیزیک به دنبال یکسان دیدن نیروها هستیم یا مواد گوناگون را به سنگ‌بناهای واحد (الکترون، پروتون و نوترون) بازگردانیم. به هر حال، ذهن انسان به گونه‌ای است که احساس می‌کند برای دسترسی به حقیقت ناچار است به وحدت متوسل شود تا بتواند جهان انسانی را طبقه‌بندی یا شناسایی کند.

او افزود: اصطلاحاتی مانند وحدت، سادگی، میان‌رشته‌ای و … نقشی بسیار جدی دارند و پروژه‌های زیادی با این عناوین طرح می‌شود. اولین مفهومی که از وحدت به خصوص در فیزیک به ذهن ما می‌رسد، «وحدت فروکاست‌گرایانه» است. در واقع، روش و زبان همه علوم طبیعی و اجتماعی از دیدگاه وحدتی که در حلقه پوزیتیویست بوده، می‌تواند به فیزیک بازگردد.

استاد تمام گروه فیزیک دانشگاه اصفهان تصریح کرد: این وحدت بر این موضوع دلالت دارد که تمام اشیای محیط پیرامون را می‌توان به سه پارتیکل الکترون، پروتون و نوترون بازگرداند و همچنین با ترکیب این سه  جز، انواع اشیا را ساخت که به این موضوع، فروکاستن می‌گویند. به همین ترتیب معتقد هستند که علوم دارای سلسله مراتب است که در بنیاد آن فیزیک قرار دارد و سایر علوم از آن نتیجه گرفته می‌شود.

رکنی‌زاده گفت: نوع دیگری از وحدت نیز مطرح است که برای علوم سلسله مراتب قائل نیست و به آن وحدت‌های ارتباطی می‌گویند که در واقع در این وحدت بحث فروکاست گرایی مطرح نیست و بیشتر بر برقراری رابطه میان رشته‌ها و دیسیپلین‌ها دلالت دارد و بیشتر جنبه عملی دارد. البته نقدهایی نیز بر این نگاه فروکاست گرایانه وارد است.

این عضو هیئت علمی همچنین خاطرنشان کرد: بر خلاف آنچه که تصور می‌شود، علوم مختلف قیاس‌ناپذیر هستند. برای مثال، اگر بخواهیم با نظریه ذرات بنیادی، پدیده‌های شیمی را توضیح دهیم، شاید در ظاهر ممکن باشد، اما  در عمل شدنی نیست.

منبع
ایسنا
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید